مرا دلیست گرفتار عشق دلداری
سمنبری صنمی گلرخی جفاکاری
ستمگری شغبی فتنهای دلآشوبی
هنروری عجبی طرفهای جگرخواری
بنفشهزلفی نسرینبری سمنبویی
که ماه را بر حسنش نمانْد بازاری
همایفری طاووسحسن و طوطینطق
به گاه جلوهگری چون تذرو رفتاری
دلم به غمزه جادو ربود و دوری کرد
کنون بماندم بیاو چو نقش دیواری
ز وصل او چو کناری طمع نمیدارم
کناره کردم و راضی شدم به دیداری
ز هر چه هست گزیر است و ناگزیر از دوست
چه چاره سازد در دام دل گرفتاری
در اشتیاق جمالش چنان همینالم
چو بلبلی که بمانَد میان گلزاری
حدیث سعدی در عشق او چو بیهده است
نزد دمی چو ندارد زبان گفتاری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از گرفتار بودن دلش به عشق یاری یاد میکند که ویژگیهای زیبایی و جفاکاری دارد. او از ستمگری و آشفتگی حاصل از این عشق میگوید و به هنر و جذابیت محبوب خود اشاره میکند. شاعر به دوری از محبوبش اشاره میکند و حسرتش را به تصویر میکشد، بهگونهای که خود را مانند دیواری بیجان و کمحس مییابد. همچنین، او به این نتیجه میرسد که از وصال محبوبش ناامید است و در عوض به دیدار او راضی شده است. در نهایت، نالههای او از عاشقانه بودنش به گونهای تشبیه میشود که بلبلی در میان گلزار گرفتار است و به آینده ناامیدیاش در عشقش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل من در چنگال عشق یک محبوب گرفتار شده است؛ محبوبی که زیباییاش همچون گل است ولی در عین حال، رفتارهای ناپسندی دارد و به من زخم میزند.
هوش مصنوعی: ستمگری و آشفتهحالی باعث ایجاد هیجانات و مشکلاتی میشود که در آن هنر و شگفتی به چشم میخورد. این وضعیت نهتنها دردآور است، بلکه حسی عمیق و تأثیرگذار بر جان انسان دارد.
هوش مصنوعی: بنفشه با زلفهایش، نسرین با زیباییاش و سمن با عطرش، همه در برابر زیبایی ماه کمارزش و بیمعنا به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: پرندهای چون همای زیبا و فریبا که با طاووس زیبایی و طوطی شیوایی کلام مقایسه میشود، در زمان نمایان شدن خود، رفتاری دارد که مانند تذرو میباشد و این رفتار خاص او را متمایز میکند.
هوش مصنوعی: دل من به لطف و زیبایی معشوق فریب خورد و اکنون که از او دورم، مانند یک نقش روی دیوار بیجان و بیحرکت ماندهام.
هوش مصنوعی: به خاطر وصال او دیگر انتظار کنارهگیری ندارم؛ بنابراین کنار کشیدم و به دیدار او راضی شدم.
هوش مصنوعی: همه چیز در زندگی زودگذر و فراموش شدنی است، اما از محبت و عشق به دوست نمیتوان فرار کرد. دل آدمی درگیر این عشق است و چارهای به جز پذیرش آن ندارد.
هوش مصنوعی: در حالی که مشتاق زیبایی او هستم، به شدت ناله میکنم، درست مثل بلبل که در میان گلها گرفتار مانده است.
هوش مصنوعی: سخنان سعدی درباره عشق او به اندازهای بیفایده است که در برابر لحظهای که زبان برای بیان آن نداشته باشم، نقصی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
مرا بخانه خمار بر ده بسپاری
دگر مرا به غم روزگار مسپاری
نبیند چند مراده برای مستی را
که سیر گشتم از این زیرکی و هشیاری
مرا به ناله و زاری همیبیازاری
جفای تو بکشم زانکه بس سزاواری
تو را به جان و تن خویشتن خریدارم
مرا به قول بداندیش میبیازاری
به جان شیرین مهر تو را خریدارم
[...]
نبود چون تو مَلِک در جهان جهانداری
نیافرید خدای جهان تو را یاری
خجسته آمد دیدار تو به عالم بر
خدایگان چو تو باید خجسته دیداری
تو راست مُلک و سزاوار آن تویی به یقین
[...]
ز عشقت ای عمل غمزهٔ تو خون خواری
بسی کشید تن مستمند من خواری
مراست عیش دژم تا شدی ز دست آسان
چگونه عیشی؟ با صد هزار دشواری
بدان دو چشم دژم عیش من دژم خواهی
[...]
در آی جانا با من به کار اگر یاری
وگرنه رو به سلامت که بر سر کاری
نه همرهی تو مرا راه خویش گیر و برو
تو را سلامت بادا مرا نگوساری
مرا به خانهٔ خمار بر بدو بسپار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.