یکی را از بزرگان به محفلیاندر همیستودند و در اوصافِ جمیلش مبالغه میکردند.
سر بر آورد و گفت: من آنم که من دانم.
کَفَیْتَ اَذَیً یا مَنْ یَعُدُّ مَحاسِنی
عَلانِیَتی هَذٰاٰ وَلَمْ تَدْرِ ما بَطَنْ
شخصم به چشمِ عالمیان خوبمنظر است
وز خُبْثِ باطنم سرِ خجلت فتاده پیش
طاووس را به نقش و نگاری که هست، خلق
تحسین کنند و او خجل از پای زشتِ خویش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، شخصی از بزرگان به خاطر زیباییهای ظاهریاش مورد ستایش قرار میگیرد. او در پاسخ میگوید که بر خلاف آنچه مردم در ظاهر میبینند، باطن او همچنان نقصان دارد و از این موضوع خجل است. او به طاووس اشاره میکند که با وجود زیباییاش، از پای زشت خود شرمنده است و بدین ترتیب، به عمق و اهمیت باطن در مقایسه با ظاهر تأکید میکند.
هوش مصنوعی: یکی از بزرگان را در محفلی میستودند و درباره ویژگیهای خوب و زیبای او زیادهروی میکردند.
هوش مصنوعی: او سرش را بلند کرد و گفت: من همان کسی هستم که خودم میدانم.
آنچه مرا آزردی بس است (بیش مرا میازار) ای کسی که خوبیهای مرا یکایک میشماری. آشکارم این است که تو میبینی ولی از نهانم چیزی نمیدانی.
پیکرم به دیدهٔ جهانیان خوشدیدار است ولی از پلیدیِ نهان سرافکندهام
چنانکه طاووس را مردم به زیبایی و پر و بالِ نگارین میستایند ولی او از زشتیِ پایِ خود شرمسار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.