صیّادی ضعیف را ماهیِ قوی به دام اندر افتاد، طاقتِ حفظِ آن نداشت. ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در رُبود و برَفت.
شد غلامی که آبِ جوی آرَد
جویِ آب آمد و غلام ببُرد!
دامْ هر بار ماهی آوردی
ماهی این بار رَفت و دام ببُرد
دیگر صیّادان دریغ خوردند و ملامتش کردند که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن. گفت: ای برادران، چه توان کردن؟ مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود. صیّادِ بیروزی در دجله نگیرد و ماهیِ بیاجل بر خشک نمیرد.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، داستان صیادی ضعیف روایت میشود که موفق به捕 کردن ماهی قوی میشود، اما به دلیل ناتوانیاش، ماهی از دستش فرار میکند و دام را با خود میبرد. سایر صیادان او را سرزنش میکنند، اما او با قناعت و حکمت میگوید که روزی او کم بوده و ماهی هنوز روزی دارد. او نتیجه میگیرد که هر کس در زندگیاش ناتوانیهایی دارد و باید با رضایت به تقدیر خود نگاه کند.
هوش مصنوعی: یک صیاد ضعیف موفق به صید یک ماهی قوی شد، اما نتوانست آن را نگه دارد. ماهی بر او چیره شد و تلهاش را از دستش ربود و فرار کرد.
هوش مصنوعی: یک جوان خدمتکاری بود که آب جوی را میآورد. اما ناگهان آبِ جوی به زودی از دستش خارج شد و جوان دیگر نتوانست آن را نگهدارد.
هوش مصنوعی: هر بار که تو ماهی به دام میآوردی، این بار ماهی رفت و دام را هم با خود برد.
معنی «گفت: ای برادران....»: گفت ای دوستان، کاری نمیتوان کرد؛ این ماهی رِزْقِ من نبود و هنوز از عمرش روزی (=زمانی) مانده بود. شکارگرِ کمقسمت (بیبهره) در رودخانهٔ دجله صید نتواند کرد و ماهیِ زمانسرنیامده بیرون از آب جان ندهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.