|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، سعدی به موضوع مهربانی و نرمی در برخورد با دیگران میپردازد. او با استفاده از تمثیل دامن جامهای که در خارها گیر کرده، نشان میدهد که اگر میخواهیم کسی را از گرفتاری نجات دهیم، باید بدور از درشتی و سختی عمل کنیم. شاعر تأکید میکند که یاری واقعی در لطافت و لابهگری نهفته است و برعکس، نادانی و عجله در برخورد با مشکلات، میتواند نتایج بدی به همراه آورد. در نهایت، او هشدار میدهد که متجاوزان و دشمنانی که به دیگران آسیب میزنند، خود بیرحمتر و ستمکارتر از هر کسی هستند.
هوش مصنوعی: اگر دامن خود را به خارهای مغیلان گرفتی و میخواهی به سرعت از آن رهایی یابی، باید تلاش کنی.
هوش مصنوعی: دوستی که در شرایط سخت و در چنگال یک انسان بد فکر گرفتار شده است، کسی است که نیاز به حمایت و نرمی دارد و باید با او به ملایمت رفتار کرد و از او درخواست کمک کرد.
هوش مصنوعی: اگر تو به خاطر سختی و دشواری به دنبالش بروی، تو از آن دشمنی که خونریزی میکند و ستمگر است، بدتر خواهی بود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو هنوز از آدم بیگناه و بیپناه هیچ آسیبی نرساندهای و با نادانی و haste (عجله) میخواهی سر او را ببری. به عبارت دیگر، گوینده به نوعی هشدار میدهد که ممکن است در کجفهمی و شتابزدگی به کسی آسیب برسانید که بیگناه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دل من خواهی و اندوه دل من نبری
اینْت بیرحمی و بیمهری و بیدادگری
تو بر آنی که دل من ببری دل ندهی
من بدین پرده نیم، گر تو بدین پرده دری
غم تو چند خورم و انده تو چند برم
[...]
چون به هم کردی بسیار بنفشهٔ طبری
باز برگرد به بستان در چون کبک دری
تا کجا بیش بود نرگس خوشبوی طری
که به چشم تو چنان آید، چون درنگری
آلت کشتن داری صنما غمزه و کارد
زین دو ناکشته ز دستت نرهد جانوری
تو مرا جانی و چون با تو بوم جانوری
زنده گردم که ز دیدار تو یابم نظری
می بترسم که مرا روزی بکشی تو از آنک
[...]
گشت تابنده ز گردون معالی قَمَری
گشت تابنده ز دریای معانی گهری
سال تو فرخ و فرخنده شد از شادی آنک
ملکالعرش عطا داد ملک را پسری
ملک باغ است و در آن باغ ملک سنجر هست
[...]
برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست
طبق حلوا داماد و تو او را خسری
خوردنیهای جهان گر به شکم جمع شدند
همه گفتند که ای خواجه تو ما را پدری
ای همه نزهت و شادی و همه راحت و روح
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.