خادم میخانهام مرید خرابات
خازن گنج نهان و سر سماوات
مست می عشقم و ز دولت مستی
میرسدم تا به عرش فرق مباهات
هین که شناسی در آسمان و زمینم
عیسی چارم سپهر و موسی میقات
تا نه تو را هست عشق و حالت مستی
مرد مناجات باش و توبه و طاعات
خیز و ز دیر و حرم برون بخرامیم
طی مراتب کنیم و سیر مقامات
بالله اگر نسبتی ز روز ازل هست
رند خرابات را به شیخ مناجات
عشق به خود باز و دل مده به نکویان
غایت توحید هست طرح اضافات
یار عیان شد به گونه گونه تجلی
دوست درآمد به معجزات و کرامات
راز دلم کی نهان شود که ز عاشق
عشق هویداست با هزار علامات
خوشهای از خرمن ولای تو دارم
با همه بیحاصلی ز حاصل اوقات
دست من و دامن خیال تو مشکل
بخت من و دولت وصال تو هیهات
یار به قهر و فلک به کین و ندانم
بر که پناه آورم از این همه آفات
ساغر بیچاره راه عشق تو پوید
گه به مناجات و گه به کوی خرابات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »
«ثم علی العرش استوا» است نهایات
حضرت حق را عروش نامتناهیست
فاش بگویم عروش جمله ذرات
بر سر ذره مستویست باسمی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.