زهر در ساغر مرا از سیر ماه و انجم است
آسمان پر کواکب شیشه پر کژدم است
چرخ معذورست در افشردن دلهای خلق
نخل ماتم تازه رو از آب چشم مردم است
کار نادان می شود مشکل تر از تدبیر خویش
از لگد محکم شود خاری که در زیر دم است
از علایق رشته ای تا هست، جان آزاد نیست
تا رگ خامی بود در باده، محبوس خم است
خرد مشمر جرم را هر چند باشد اندکی
کز بهشت آواره آدم از برای گندم است
دوری ظاهر حجاب تشنه دیدار نیست
قطره در هر جا که باشد متحد با قلزم است
از صفای سینه مستورست صائب داغ من
پرتو خورشید تابان پرده دار انجم است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حالتی از درد و ناامیدی میپردازد که ناشی از طعمی تلخ و زهرآلود است. او به تصویر کشیدن وضعیتی میپردازد که در آن انسانها غرق در غم و ماتم هستند و دلهایشان با دلایل بیهوده و نادانی شکننده میشود. همچنین به ناتوانی در تدبیر و رنجهای ناشی از علایق دامنزننده اشاره میکند و تأکید میکند که حقیقی بودن دیدار و ارتباطات تنها زمانی ممکن است که انسانها از زنجیرهای نفسانی آزاد شوند. شاعر در پایان، با یادآوری داغ خود، حسرت و آرزوی وصال را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: زهر در جام من به خاطر زیبایی ماه و ستارگان است. آسمان پر از ستارههاست و شیشهای که در آن زهر است، پر از کژدم است.
هوش مصنوعی: زندگی برخی افراد، به ویژه در زمان غم و اندوه، فقط به خاطر مکدر بودن دل هایشان و دلتنگیهایمان است. احساسات و اشکهای مردم مانند آب، درخت غم را سیراب میکند و آن را سرسبزتر میسازد.
هوش مصنوعی: کار نادان به مراتب دشوارتر از تدبیر و برنامهریزی خود او میشود، مانند خاری که در زیر پایش قرار دارد و با لگدی محکمتر میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که وابستگیها و علایق وجود داشته باشد، روح نمیتواند آزاد باشد. وقتی که درون انسان هنوز خامی و ناپختگی وجود دارد، او همچنان در دایره خاصی محبوس است، مانند بادهای که در خم گیر کرده است.
هوش مصنوعی: خرد را نسبت به گناهان کوچک در نظر نگیر، چرا که حتی برای همین گناهان جزئی، آدم از بهشت رانده شد به خاطر یک دانه گندم.
هوش مصنوعی: دوری از محبوب باعث نمیشود که تمایل به دیدار او کم شود. هر قطرهای که وجود دارد، در اصل با دریا یکسان است، چه نزدیک باشد و چه دور.
هوش مصنوعی: صائب، در دل او خیالی پنهان وجود دارد که مانند داغی سوزان است. اما این درد و داغ به قدری درخشان است که حتی میتواند مانند تابش خورشید بر پردههای آسمان تأثیر بگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
کان کونی اختیار زیرکان عالم است
مذهبی بس با نوا و حرفهای بس معظم است
هر که همچون بونواس اندر لواطه نصب شد
از غم نفقات و رنج کدخدایی بیغم است
مرد صادق جز به گرد کون سیمین کی خزد؟
[...]
یا رب این باغ ارم یا شادیاخ خرم است
یا رب اصطرخ است این یا چشمه سار زمزم است
عکس شاخ یاسمین بر آب اصطرخش ببین
راست گوئی اطلسی نیکو بگوهر معلم است
هر نسیمی کز ریاض راحت افزایش وزد
[...]
تاج بخش خسروان شاهی کز آب تیغ او
جویبار مملکت پیوسته سبز و خرم است
رای او را زین زر بر پشت صبح اشهب است
قهر او را داغ کین بر ران شام ادهم است
نجم سیار از شهاب تیغ او یک پرتو است
[...]
گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است
لیک در خوبی ز ابروی تو بسیاری کم است
گرنه دزد نقد قلب ماست زلف شب روَت
از چه معنی اینچنین آشفته حال و درهم است
گوشهٔ خاطر بپرداز ای دل از سودای جان
[...]
هر پسر کو از پدر لافد نه از فضل و هنر
فی المثل گر دیده را مردم بود نامردم است
شاخ بی بر گرچه باشد از درخت میوهدار
چون نیارد میوه بار اندر شمار هیزم است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.