مرهم تیغ تغافل خون خود را خوردن است
بخیه این زخم، دندان بر جگر افشردن است
باده انگور کافی نیست مخمور مرا
چاره من باغ را بر یکدگر افشردن است
از سبکباری گرانجانان دنیا غافلند
ورنه ذوق باختن بسیار بیش از بردن است
لنگری چون بحر پیدا کن که روشن گوهری
با کمال قدرت از هر موج سیلی خوردن است
خون به خون شستن درین میدان، گل مردانگی است
چاره مردن، به مرگ اختیاری مردن است
غم ندارد راه در دارالامان خامشی
غنچه تصویر فارغ از غم پژمردن است
غیر شغل دلفریب عشق، صائب در جهان
رو به هر کاری که آری آخرش افسردن است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زخمهای عاطفی و دردهای ناشی از بیتوجهی و بیاحساسی میپردازد. او از تراژدی عشق و بیوفایی سخن میگوید و میگوید که برای رفع این زخمها باید آنها را در دل فشرد. همچنین، او از ناکامیها و رنجهای زندگی صحبت کرده و به ناپایداری آن اشاره میکند. شاعر میگوید که عشق واقعی، تنها شغل ارزشمند زندگی است و تمامی کارهای دیگر در نهایت به افسردگی منجر میشود. در اینجا به نوعی دعوت به تحمل درد و قدرت در مواجهه با مشکلات نیز وجود دارد.
هوش مصنوعی: پوشاندن زخم و درد ناشی از بیاعتنایی به خود، به معنی تحمل کردن رنج و آزار است. این زخم را نمیتوان با آسانی درمان کرد و برای بهبود آن باید صبر و تحمل زیادی به خرج داد.
هوش مصنوعی: شراب انگور تنها برای مستی من کافی نیست. راه حل من این است که باغ را به هم پیوند بزنم و درهم آمیزم.
هوش مصنوعی: افرادی که به دنیا و ظواهر آن مشغولاند، از ارزشهای واقعی بیخبرند. در حقیقت، لذت از باختن و یادگیری تجربههای جدید، بسیار بیشتر از لذت بردن و به دست آوردنهای ظاهری است.
هوش مصنوعی: مانند یک لنگر در دریا، به جستجوی یک گوهر درخشان بپرداز که با تمام قوتش، میتواند در برابر هر طوفانی مقاومت کند.
هوش مصنوعی: در این میدان، شجاعت واقعی به این است که خون خود را در راه حق بریزیم و به خاطر اصول خود بایستیم. بهترین راه برای مواجهه با مرگ، انتخابی و با آگاهی مردن است.
هوش مصنوعی: در دارالامان خاموشی، اندوهی وجود ندارد و غنچهای که تصویرش را میبینیم، بیخبر از غم پژمردن است.
هوش مصنوعی: به جز شغل جذاب عشق، صائب، در زندگی به هر کاری که مشغول شوی، در نهایت به افسردگی میانجامد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در بیابانی که خارش تشنه خون خوردن است
پای در دامن کشیدن گل به دامن کردن است
رزق ما چون شبنم از رنگین عذاران چمن
با کمال قرب، دندان بر جگر افشردن است
چون صدف دامن گره کردن به دامان گهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.