آبروی حسن از مژگان نمناک من است
صیقل آیینه رویان دیده پاک من است
از نگاه آشنایی می توان کشتن مرا
حلقه های چشم خونریز تو فتراک من است
داغ دارد پیچ و تاب جوهر من خصم را
خار در پیراهن آتش ز خاشاک من است
مدعای هر دو عالم قابل اقبال نیست
ورنه محراب اجابت سینه چاک من است
می چکد از سیلی هر برگ خون از چهره ام
گرچه آب زندگانی در رگ تاک من است
چون هدف تا خاکساری پیشه خود کرده ام
هر کجا تیر جگردوزی است در خاک من است
بر رخ دلدار صائب تا غبار خط نشست
کلفت روی زمین بر جان غمناک من است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف اثرگذاری عشق و جدایی بر زندگی و حالش میپردازد. او مژگان معشوقهاش را نشانهای از زیبایی و جذابیت میداند که شخصیت خود را در آینه جلوهگر میکند. با اشاره به آسیبپذیریاش از نگاه معشوق، نشان میدهد که عشقش چقدر عمیق و دردآور است. همچنین، از داغ و رنجی که به خاطر این عشق متحمل میشود، سخن به میان میآورد و میگوید که زندگیاش با این احساسات آمیخته است. در نهایت، حس غم و نوستالژیاش نسبت به معشوق را با تصویرهایی دلخراش به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: آبروی زیبایی من تحت تأثیر چشمان مرطوب و اشکآلود من است و این اشکها، در واقع، شفافیت و روشنی دلهای پاک و معصوم را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: چشمان آشنای تو مانند تلهای است که میتواند مرا به کام مرگ کشاند، چون نگاه خشن و خونریز تو میتواند زندگیام را به خطر بیندازد.
هوش مصنوعی: جان من از درد و رنجی که دشمنانم به من میرسانند، میسوزد. آنها در پی نابودی من هستند و من مانند خاشاکی در آتش، در معرض خطر هستم.
هوش مصنوعی: مدعای هر دو عالم نمیتواند مورد توجه قرار گیرد، وگرنه من قلبی دارم که آمادهی پذیرش دعاهای عمومی است.
هوش مصنوعی: از هر برگ من مانند سیلی، خون میچکد، هرچند که آب حیات در رگهای من جاری است.
هوش مصنوعی: از آنجا که من تواضع و خاکساری را به عنوان هدف خود انتخاب کردهام، هر جایی که تیرهای تیراندازی پرتاب شود، در سرزمین من فرود میآید.
هوش مصنوعی: زمانی که غبار خط دلدار بر چهرهاش نشسته، این تصویر برای من مثل سنگینی زمین بر روح غمگینم است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر نشان کز خون دل بر دامن چاک من است
پیش اهل دل دلیل دامن پاک من است
دمبدم ای غنچه رعنا مخند از گریه ام
کین چمن را آب و رنگ از چشم نمناک من است
عشق تو نگرفت بالا تا دل و جانم نسوخت
[...]
جور خوبان غمزدای جان غمناک من است
در محبت آنچه زهر غیر تریاک من است
از غمش شادم و زین غمگین که قدر افزون برش
جیب چاک غیر را از سینه چاک من است
از هوایش آتشم افروخت وقت آمد تمام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.