نه همین آن سنگدل ما را فرامش کرده است
مستی دارد که دنیا را فرامش کرده است
آنچنان کز نقشها آیینه باشد بی خبر
دیده حیران تماشا را فرامش کرده است
یاد دریا تازه دارد قطره را هر جا که هست
قطره پندارد که دریا را فرامش کرده است
در حریم سینه من با خیال یار، دل
حالتی دارد که دنیا را فرامش کرده است
هر کسی گویند دارد نوبتی در آسیا
آسمان چون نوبت ما را فرامش کرده است؟
طوطی ما بس که مشغول تماشای خودست
صائب آن آیینه سیما را فرامش کرده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حالتی از فراموشی و غفلت اشاره میکند که در آن عشق و زیباییها مغفول ماندهاند. او بیان میکند که محبت و یاد یار او را به قدری سرمست کرده که تمام دنیا را فراموش کرده است. این فراموشی در جهان اطراف هم وجود دارد، به طوری که دیگران و حتی آسمان نیز از حال و روز او غافل شدهاند. در نهایت، شاعر با مثالی از طوطی، نشان میدهد که مشغول خود بودن باعث غفلت از زیباییها و واقعیتهای مهم زندگی میشود.
هوش مصنوعی: این شخص با وجود اینکه ما را فراموش نکرده، در حالی که غرق در لذتها و شادیهای دنیا است، توجهاش به ما کم شده است.
هوش مصنوعی: چنان که آینه از تصاویر بیخبر است، چشم حیران تماشا نیز فراموش کرده است که به چه چیزی نگاه میکند.
هوش مصنوعی: هر جا که قطرهای باشد، همیشه یاد دریا را در دل دارد و به این فکر میکند که دریا او را فراموش کرده است.
هوش مصنوعی: در قلبم که پر از یاد محبوب است، حالتی دارم که همه چیزهای دنیا را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: هر کسی در این دنیا فرصتی دارد و زمانی برای خود، اما به نظر میرسد که آسمان نوبت ما را فراموش کرده و به ما توجهی ندارد.
هوش مصنوعی: پرنده ما آنقدر در تماشای خودش غرق شده که حتی یادش رفته چهطور باید به آیینه نگاه کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.