نه همین سرگشته ما را دور گردون کرده است
خضر را خون در جگر این نعل وارون کرده است
مهره مومی است در سر پنجه او آسمان
آن که حال ما اسیران را دگرگون کرده است
قمری ما از پریشان ناله های دلفریب
سرو را آشفته تر از بید مجنون کرده است
گرچه ما چون سرو آزادیم از قید لباس
همت ما دست ازین نه خرقه بیرون کرده است
دامن معنی به آسانی نمی آید به دست
سرو یک مصرع تمام عمر موزون کرده است
در ته گرد کسادی، گوهر شهوار من
خاک عالم را سبک در چشم قارون کرده است
می کنم در کوچه گردی سیر صحرای جنون
وسعت مشرب مرا فارغ ز هامون کرده است
برنمی آرند سر از زیر بال بلبلان
بس که گلها را خجل آن روی گلگون کرده است
هر چه با ما می کند، تدبیر ناقص می کند
درد ما را این طبیب خام افزون کرده است
بس که تشریف بهاران نارسا افتاده است
تاک از یک آستین، صد دست بیرون کرده است
آنچه در دامان کهسارست صائب لاله نیست
سنگ را محرومی فرهاد دلخون کرده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأثیرات منفی دنیا و تقدیر بر زندگی انسانها میپردازد و به افکار خود در مورد ناپایداری و پریشانی میپردازد. او به تصویر خضر و نهادهای افلاکی اشاره میکند که حال اسیران را دگرگون کردهاند. همچنین، با تشبیه قمر به نالههای دلنشین، از تأثیر نامطلوب آن بر حال سرو میگوید. شاعر از آزادی ظاهری انسانها سخن میگوید، در حالی که همت واقعی آنها در قید و بند است. او به بیثمری کوششها در دنیای مادی اشاره میکند و به غم و درد درونی خود و دیگران میپردازد، در نهایت از ناپایداری زیباییهای دنیا و ناچیزی انسانها در مقایسه با آن سخن میگوید.
هوش مصنوعی: این سرگردانی ما تنها به خاطر چرخش زمان نیست، بلکه درد و رنجی که خضر (نماد دانایی و هدایت) دارد، به خاطر مشکلات و سختیها، او را دچار پریشانی کرده است.
هوش مصنوعی: مهره مومی در دستان او نمایانگر قدرتی است که آسمان را تحت کنترل دارد و حال ما را که در اسیری به سر میبریم، دگرگون میسازد.
هوش مصنوعی: قمری ما با نالههای دلنشینش، حال سرو را به اندازهای پریشان کرده که حتی بید مجنون هم اینگونه آشفته نیست.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ما مانند سرو آزاد هستیم و از قید و بند لباس و ظواهر رها هستیم، اما همت و اراده ما از این محدودیتها فراتر رفته و ما از این خرقههای ظاهری جدا شدهایم.
هوش مصنوعی: معنی و عمق یک شعر به سادگی به دست نمیآید؛ زیرا همانند درختی که سالها رشد کرده است، هر مصرع شعر به دقت و با تلاش بسیار ساخته شده است.
هوش مصنوعی: در زیر فشار و بیرونقی، ارزش و تمایل من باعث شده که خاک دنیا در نظر انسانهای بزرگ و ثروتمند، کم اهمیت به نظر برسد.
هوش مصنوعی: در حال گشت و گذار در کوچهها هستم و دچار هیجان و شگفتی شدهام. وسعت دنیای من باعث شده که از مشکلات و ناملایمات زندگی دور شوم و احساس آزادی کنم.
هوش مصنوعی: پرندگان نمیتوانند سرشان را از زیر بالهای بلبلها بیرون بیاورند، زیرا زیبایی و خجالت گلها، آنها را به شدت مجذوب کرده است.
هوش مصنوعی: هر چه بر سرمان میآید، او به طرز نادرستی تدبیر میکند و درد ما را این درمانگر نادان بیشتر کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شکوه بهار، به گونهای است که از یک آستین، صد دست و بازو بیرون آمده و نشاندهنده فراوانی و زیبایی آن است.
هوش مصنوعی: در دل کوهها، زیباییهایی مثل لاله دیده نمیشود، چرا که سنگها و سختیهای زندگی، دل فرهاد را آزار دادهاند و او را از شادی محروم کردهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بس که در دل آب حیوان لبش خون کرده است
زنده رود دیده را هم چشم جیحون کرده است
در غبار خاطر از حیرت فرو رفتم به خاک
تا زگنج آیینه را حسن تو قارون کرده است
از شمیم سنبل خطش به گلشن عندلیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.