شکر ما کوته زبان از کثرت احسان شده است
برگ این نخل برومند از ثمر پنهان شده است
دست از دامان دلهای پریشان برمدار
رو به دریا می رود ابری که بی باران شده است
می تراود از در و دیوار او نقش مراد
خانه هر کس که چون آیینه بی دربان شده است
روزگار غفلت ما می رود چون برق و باد
کشتی ما از گرانباری سبک جولان شده است
می کشد در جسم، جان از پاکدامانی عذاب
مصر بر یوسف ز عصمت تنگ چون زندان شده است
سیل بی زحمت به دریا می برد خاشاک را
با خرام او، برون رفتن ز خود آسان شده است
با ضعیفان پنجه کردن نیست کار سرکشان
آتش از خاشاک ما بسیار رو گردان شده است
نیست زر در آستین غنچه و دامان گل
تا کدامین سرو در گلزار دست افشان شده است
از رگ تلخی، میان باده بی زنار نیست
در زمان چشم او عالم فرنگستان شده است
می خورد تیر حوادث را به جای نیشکر
هر که صائب بر سر خوان فلک مهمان شده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به بررسی احوال انسانی و اجتماعی میپردازد و از ناتوانی در ابراز شکرگزاری به خاطر نعمتها سخن میگوید. او به وجود عناصر مخفی و پنهان در زندگی اشاره میکند که مانند نخلهای پربار، ظاهرشان بیشتر از باطنشان رضایتبخش است. شاعر به تحولات سریع زمان و تأثیر آن بر زندگی افراد توجه دارد و غفلتهای روزگار را محکوم میکند. همچنین، از عذابهای ناشی از پاکدامانی صحبت میکند و میگوید که درختان و گلها در زندگی واقعی، زودگذر و ناپایدار هستند. بهعلاوه، شاعر با بیانی تمثیلی نشان میدهد که حوادث زندگی مانند تیرهایی هستند که به افراد آسیب میزنند و در عین حال، کسانی که بر سر سفره روزگار نشستهاند، در معرض این رویدادها قرار دارند.
هوش مصنوعی: شکرگزاری ما به خاطر احسانهای زیاد، کمرنگ و ناقص شده است، مانند برگهای این درخت بلند که به خاطر میوههایش ناپیدا شدهاند.
هوش مصنوعی: دستت را از دلهایی که نگران و مضطرب هستند برندار، زیرا ابری که به سوی دریا میرود، دیگر بارانی ندارد.
هوش مصنوعی: او از هر گوشه و کنار خانه، آرزوها و خواستههای خود را نشان میدهد، مانند آینهای که بدون نیاز به نگهبان، در دسترس همه است.
هوش مصنوعی: زمان غفلت ما به سرعت میگذرد، مانند برق و باد. کشتی زندگی ما به خاطر سنگینیاش به آرامی حرکت میکند.
هوش مصنوعی: عذابی که در دل انسان از پاکدامنی ایجاد میشود، به مانند عذابی است که یوسف از زندان و دوری از آزادی تجربه کرده است. در واقع، این احساسات و محدودیتها او را به شدت آزار میدهد.
هوش مصنوعی: سیل بدون تلاش، خاشاک را به راحتی به دریا میبرد و با آرامش و زیباییاش، بیرون رفتن از خود به آسانی ممکن شده است.
هوش مصنوعی: قویترها نباید به ضعیفترها آسیب بزنند و همیشه باید از کارهای ناپسند دوری کنند. این اشخاص دیگر از مشکلات کوچک و بیاهمیت دور میشوند و به سمت کارهای بهتر میروند.
هوش مصنوعی: هیچ طلا و قیمت گرانبهایی در آستین غنچه و دامن گل وجود ندارد؛ پس کدام سرو در باغ گل به شادی و سرگرمی در حال رقص و چرخش است؟
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر به تأثیرات و احساساتی که در اثر عشق به وجود میآید، اشاره میکند. او به تلخیها و مشکلاتی که ممکن است پیش بیاید، اشاره کرده و میگوید که این تلخیها در حالتی که معشوق در نظر اوست، قابل تحمل میشود. هنگامی که معشوق را میبیند، تمام جهان برای او به یک دنیای زیبا و فرنگی تبدیل میشود. به عبارتی، محبّت و جذابیت معشوق تمامی تلخیها را تحتالشعاع قرار میدهد و باعث میشود که زندگی با وجود همه چالشها زیبا و ارزشمند به نظر برسد.
هوش مصنوعی: هر کس که در مهمانی سرنوشت نشسته، به جای شیرینی، تلخیهای زندگی را تحمل میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است
کز ته هر حلقه خورشید دگر تابان شده است
می مکد چون شمع تا روز جزا انگشت خویش
هر که بر خوان وصال او شبی مهمان شده است
آسمان از کهکشان در حلقه زنار اوست
[...]
جانشین سفره، اکنون قالی کرمان شده است
شیشه الوان، بجای نعمت الوان شده است
بسکه دانند از قدوم دوستان خود را خراب
سیل در کاشانه ها اکنون به از مهمان شده است
پشت و روی خود یکی کن، خواهی ار ارزندگی
[...]
باز سرگرمی نظاره به سامان شده است
شعلهٔ ایمن دیدارگلافشان شده است
زین چراغانکه طربجوشی انجم دارد
آسمانی دگر از آب نمایان شده است
در دل آب به این رنگ چمن پیراکیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.