لاله ای جز داغ در صحرای امکان نیست نیست
سنبل این باغ جز خواب پریشان نیست نیست
دانه خود را به آب رو چو گوهر تازه دار
کز مروت نم به چشم ابر احسان نیست نیست
مزرع امید را در عهد این بی حاصلان
جز تریهای فلک امید باران نیست نیست
پا به دامن کش که در درگاه این بی حاصلان
مد احسانی به غیر از چوب دربان نیست نیست
از گذشت دامن شب بیکسان عشق را
دستگیری غیر صبح پاکدامان نیست نیست
این جواب آن که فرموده است عبدالله عشق
جان من معشوق بودن سهل و آسان نیست نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان ناامیدی و تلخیهای زندگی میپردازد. او با تشبیهاتی چون لاله و سنبل، ناتوانی در یافتن زیبایی و خوشبختی را بیان میکند و اشاره میکند که حتی امیدها در این دنیا بیبازده و بینتیجه به نظر میرسند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که محبت و عشق، به ویژه در دنیای پر از کدورت و بیاعتمادی، دست نیافتنی و دشوار هستند و اینکه معشوق بودن به سادگی نیست.
هوش مصنوعی: در دنیای ما، هیچ گل آتشینی به جز درد و رنج وجود ندارد، و در این باغ، سنبلها تنها خوابهای آشفته و نامطمئن هستند.
هوش مصنوعی: دانه خود را به آب بزن و مانند یک گوهر تازه درخشندگی داشته باش، چرا که از روی نیکخواهی، آنچه نیاز داری مستقیماً به تو نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: در زمان افرادی که نتیجهای نمیگیرند، فقط نشانههایی از امید وجود دارد و هیچ بارانی برای به ثمر رساندن آرزوها نمیبارد.
هوش مصنوعی: به دامن کسی که بیفایدهاند پای نگذار، چون در این درگاه چیزی جز نیازی به نگهبان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از گذشت شب، تنها عشق میتواند نیاز دستگیری را پاسخ دهد و هیچ چیز دیگری به جز صبح پاک و بیگناه این امکان را ندارد.
هوش مصنوعی: عبدالله گفته است که عشق به من آسان نیست و فقط معشوق بودن کافی نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.