افسر زرین سر آزاده را در کار نیست
نقش عیب کاسه چینی است چون مودار نیست
باشد از تعبیر این خواب پریشان بی نیاز
اینقدر اندیشه در نظم جهان در کار نیست
مد احسان چون ندارد خامه شاخ بی بری است
نیشتر باشد رگ ابری که گوهربار نیست
مهر بر لب زن که در دیوان آن آیینه رو
طوطیان را آبروی سبزه زنگار نیست
از پرستاران دل افگار را داغی بس است
بهتر از دلسوز، شمعی بر سر بیمار نیست
نگذرد مینای می خشک از لب خاموش جام
پیش ارباب سخاوت حاجت گفتار نیست
باده خواران عیب هم را پرده داری می کنند
بزم می را رخنه ای چون دیده هشیار نیست
سعی در کردار بی گفتار مردان می کنند
رزق ما صائب به جز گفتار بی کردار نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مسائلی چون بیفایده بودن برخی جستجوها و نگرانیهای بیمورد در زندگی اشاره میکند. او تأکید دارد که عدم وجود کارایی در چیزهای ظاهری و کماهمیت مانند نقش عیب وها زینت، نباید ذهن را مشغول کند. همچنین، میگوید که دلسوزی واقعی باید همراه با عمل باشد و تنها حرف زدن کافی نیست. بادهخواری و غفلت از واقعیتها نیز به چالش کشیده شده و در نهایت، شاعر بر اهمیت کردار به نسبت گفتار تأکید میکند.
هوش مصنوعی: افسر زرین که نشانهی عظمت و آزادگی است، توجهی به عیب و نقص ندارد؛ زیرا مثل کاسهی چینی که به خاطر نازکیاش ممکن است آسیب ببیند، او هم در معرض خطر نیست.
هوش مصنوعی: اگرچه خواب خراب و پریشان است، اما نیازی به تفسیر آن نیست. آنقدر در نظم دنیا اندیشه نکنید و به خودتان زحمت ندهید.
هوش مصنوعی: مدح و ستایش هنگامی که از دل برنمیخیزد و صادقانه نیست، مانند شاخی بیبرگ مینماید؛ در واقع، این ستایش نه تنها زیبا نیست، بلکه مانند زخمزنی است که به جای بارش خیر و برکت، تنها درد و رنج به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: زن لبخندش را محجوب کرده و در کتاب مقدس عشق، همچون آینهای برای طوطیان، دیگران را تحت تأثیر قرار نمیدهد، زیرا زیبایی و شرافت او از زنگار دنیا پاک و دور است.
هوش مصنوعی: از افرادی که دل را به درد میآورند، رنجی بیشتر از دلسوزی قابل تحمل نیست؛ چرا که بر سر بیماران، شمعی وجود ندارد که نشاندهنده محبت و آتش دل باشد.
هوش مصنوعی: دوشابه باده خشک از لب خاموش نمیگذرد، پس نیازی به حرف زدن نیست؛ کسانی که بخشنده و سخاوتمند هستند خود به نیازها پاسخ میدهند.
هوش مصنوعی: خمر نوشندگان به یکدیگر ایرادها و نواقص خود را میپوشانند و در میخواری، زمانی که چشمها هوشیار نیست، جایی برای نفوذ و آسیب باقی نمیگذارند.
هوش مصنوعی: مردان تلاش میکنند تا بدون صحبت، عمل کنند. اما میزان رزق و روزی که ما به دست میآوریم، تنها از گفتارهایی که بدون عمل هستند، حاصل نمیشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اندرین گیتی به فضل و رادی او را یار نیست
جز کریمی و عطا بخشیدن او را کار نیست
تیز بازاری همی بینم سخا را نزد او
اینت بازاری که در گیتی چنین بازار نیست
از پی نام بلند و از پی جاه عریض
[...]
جز جفا با اهل دانش مر فلک را کار نیست
زانکه دانا را سوی نادان بسی مقدار نیست
بد به سوی بد گراید نیک با نیک آرمد
این مر آن را جفت نی و آن مر این را یار نیست
مرد دانا بدرشید و چرخ نادان بد کنش
[...]
روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست
کار عاشق جز تماشای و صال یار نیست
از سر کویش اگر سوی بهشتم می برند
پای ننهم که در آنجا وعدهٔ دیدار نیست
روز کوشیدن چو تیغت شیر جان او بار نیست
روز بخشیدن چو کفت ابر گوهر بار نیست
نابریده تیغ تو روز وغا پولاد نیست
نابسوده کف تو روز عطا دینار نیست
در خور گفتار هرکس مر ترا گفتار نیست
[...]
ذوالجلال است آن که در وصف جلالش بار نیست
هرچه خواهد آن کند کاری برو دشوار نیست
ملک او را ابتدا و انتها و عزل نیست
ذات او را آفت و کیفیت و مقدار نیست
آن خداوندی که هست او بینیاز از بندگان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.