نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را
مانع از گردش نگردد خار و خس گرداب را
تیغ را نتوان برآوردن ز زخم ما به زور
از زمین تشنه بیرون شد نباشد آب را
جوهر ذاتی است مستغنی ز نور عاریت
روغنی حاجت نباشد گوهر شب تاب را
قامت خم زندگی را می کند پا در رکاب
می گذارد پل در آتش نعل این سیلاب را
می کند فکر متین، کج بحث را کوته زبان
از کجی زور نهنگ آرد برون قلاب را
لب ز حرف شکوه بستن تلخ دارد کام من
وقت زخمی خوش که بیرون می دهد خوناب را
دل منه بر اختر دولت که در هر صبحدم
مشرق دیگر بود خورشید عالمتاب را
نقد خود را نسیه می سازد ز کوته دیدگی
با چراغ آن کس که جوید گوهر شب تاب را
سینه خود صائب از گرد کدورت پاک کن
صاف اگر با خویش خواهی سینه احباب را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان مسائلی از دردها و چالشهای زندگی میپردازد و بر این نکته تأکید دارد که برای دل بیتاب نباید از سخنان زخمزننده ترسید. شاعر به قدرت درونی و ذاتی انسان و ارزشهای خویش اشاره میکند و میگوید که نباید در مقابل مشکلات تسلیم شد. همچنین، او به اهمیت پاکدلی و همدلی در روابط انسانی و نیاز به ارتباط مثبت با دیگران تأکید دارد. در نهایت، او میگوید که باید از دلخوریها و کدورتها پاک شد تا بتوان به عشق و دوستی دست یافت.
هوش مصنوعی: دل بیتاب هیچ نگرانی از زخم زبانها ندارد و هیچ مانع و زحمتی نمیتواند او را از حرکت و تلاش بازدارد.
هوش مصنوعی: تیغ زخم ما را نمیتوان به راحتی از زمین بیرون آورد، حتی اگر به زور تلاش کنیم؛ چرا که زمین تشنه است و آبی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که ذات واقعی و ارزنده یک چیز نیازی به نور و روشنایی نداشته و مستقل از عوامل خارجی است. مانند یک الماس درخشان که به خودی خود ارزش و زیبایی دارد و برای درخشش به چیزی بیرونی نیازمند نیست.
هوش مصنوعی: زندگی با مشکلات و چالشهای فراوانی روبروست که گویی قامتش خم شده. اما با اراده و تلاش، به جلو حرکت میکند و بر موانع غلبه میکند، مانند عبور از پلی که در آتش است و بر سیلابهای پرفشار غلبه میکند.
هوش مصنوعی: فکر درست و عمیق، کسانی را که به بحثهای نادرست و بیمعنا مشغولاند، از زیرکی و استدلالهای نادرست دور میکند و به آنها نشان میدهد که چگونه میتوانند از دامهای فریبنده خارج شوند.
هوش مصنوعی: وقتی که از شکایت و گلایه زبانم را میبندم، پس طعم تلخی به دلم میچشد. اما در لحظههای دردناک و زخمخورده، هنگامی که جراحتهایم به بیرونریزی خون و اندوه منجر میشود، احساس راحتی و آسودگی میکنم.
هوش مصنوعی: دل من به ستارهی خوشبختی وابسته است، چرا که هر روز صبح، شرق دیگری را میبیند و آفتاب تابان در آنجا طلوع میکند.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر دیدگاه کوتاهمدتش فقط به لحظات زودگذر و نامشخص اعتماد میکند، در نهایت ارزشهای واقعی و عمیق را از دست میدهد. او مانند کسی است که برای یافتن گوهر در شب، به نور ضعیف چراغی تکیه میکند و نمیبیند که باید به دقت بیشتری به جستجوی آن بپردازد.
هوش مصنوعی: دل خود را از هرگونه تلخی و ناخرسندی پاک کن. اگر میخواهی رابطهات با دوستانت خوب باشد، باید اول خودت را آزاد و شفاف کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ابر برگیرد ز دریا لؤلؤ خوشاب را
باد بر دارد ز معدن عنبر نایاب را
این بیاراید ز عنبر سوسن آزاد را
وان بیاراید بلؤلؤ لاله سیراب را
از شقایق دشت ماند دکه بزاز را
[...]
زلف تو بر مه پریشان کرده مشک ناب را
شاخ شاخ افکنده بر گل سنبل سیراب را
از در مسجد درآ با آن دو ابروی و ببین
پشت سوی قبله رو در روی خود محراب را
پسته را تا زان دهان و لب رساند دل به کام
[...]
از تغار می چنان نوشم شراب ناب را
کبر نتواند ز دریا آنچنان برد آب را
در جفا دارد قرار آن چشم و در بیداد خواب
زانکه بردند از دل و چشمم قرار و خواب را
تا قیامت شام تنهایی بود در دیده خواب
[...]
ترک چشمت میکند آماجگه محراب را
ما طمع داریم ازو دلجویی احباب را
با ستمکاران گیتی بد نمیگردد سپهر
عید قربان است دایم خانهٔ قصاب را
منزل نزدیکتر دارد خطر هم بیشتر
[...]
چشمِ روشن میدهد از کف دلِ بیتاب را
صفحهٔ آیینه بال و پر شود سیماب را
از علایق نیست پروایی دلِ بیتاب را
هیچ دامی مانع از جولان نگردد آب را
عشق در کارِ دلِ سرگشتهٔ ما عاجز است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.