هر که بیخود شد، قدم در آستان دل گذاشت
هر که دست افشاند بر جان، پای در منزل گذاشت
بوستان از شاخ گل دستی که بالا برده بود
در زمان سرو خوشرفتار او بر دل گذاشت
وقت آن کس خوش که چون گل با دهان زرفشان
خونبهای خویش را در دامن قاتل گذاشت
پیش ازین بر گرد سرگشتن چنین رسوا نبود
این بنای خیر را پروانه در محفل گذاشت
برق عالمسوز شد در خرمن مجنون فتاد
از نگاه گرم، هر داغی که بر محمل گذاشت
دست ما می شد به آن معراج گردن سرفراز
چند روزی می توانستیم اگر بر دل گذاشت
صحبت جان با تن خاکی دو روزی بیش نیست
موج را دریا نخواهد در کف ساحل گذاشت
تربیت می کرد تخم شوق را دهقان عشق
یک دو روز آیینه ما را اگر در گل گذاشت
میل من با طاق ابروی بتان امروز نیست
در ازل معمار دیوار مرا مایل گذاشت
دور کرد از خانه خود دولت ناخوانده را
هر که صائب دست رد بر سینه سایل گذاشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و جنون پرداخته و بر تأثیرات عمیق آن بر روح و جان انسان تأکید میکند. او بیان میکند که هر کسی که از خود بیخود شود، پا به آستان دل میگذارد و دست از جان میشوید. عشق شبیه به گل است که با زیباییاش در دلها نفوذ میکند و در عین حال، عشق میتواند به خونبهای خود بدل شود. شاعر به نوعی کنایه میزند که خوشبختی و زیبایی در عشق موقتی است و صحبت جان با جسم خاکی، صرفاً لحظاتی ناپایدار است. او همچنین به چالشهای عشق و شور و شوق آن اشاره میکند که نیاز به تربیت و پرورش دارد و در نهایت، بر این نکته تأکید دارد که طبیعی است دولت و خوشبختی به راحتی به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: هر کسی که از خود بیخود شد، وارد دنیای عشق و احساسات شد. کسانی که با شور و شوق به عشق نزدیک شدند، به خانهای پای گذاشتند که مملو از عواطف و دلبستگیهاست.
هوش مصنوعی: درختان گلها را با دستان نازک خود بالا بردند و در سایهسار سرو خوشرفتار، بر دلها تاثیر گذاشتند.
هوش مصنوعی: زمانی خوش است که فردی مانند گل، با لبانی زیبا، خونبهای خود را در دامن قاتلش، به جای انتقام و کینه، قرار دهد.
هوش مصنوعی: پیش از این در این محفل، چنین سر و صدا و رسوایی نبود. این بنا و وجود خوب، مثل پروانهای است که در جمع خوشیها و زیباییها حاضر شده است.
هوش مصنوعی: آتش و روشنایی بسیار شد و در دل مجنون افتاد؛ هر زخم و داغی که بر دوش داشت، به خاطر نگاه پرشور او بود.
هوش مصنوعی: اگر دست ما به آن مقام رفیع میرسید، میتوانستیم چند روزی با افتخار زندگی کنیم، اگر فقط به قلب خود اعتماد میکردیم.
هوش مصنوعی: گفتوگوی روح با جسم خاکی تنها چند روز طول میکشد و دریا هرگز موج را در ساحل رها نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: دهقان عشق، به شوق و آرزوهایی که در دل داریم، اهمیت میدهد و آنها را رشد میدهد. اگر به مدت کوتاهی، ما را در شرایطی همچون گل قرار دهد، میتوانیم به زیباییهای خود آگاه شویم.
هوش مصنوعی: امروز دلم نمیخواهد که به زیباییهای چهره معشوق نگاه کنم، زیرا به خاطر آنکه در ابتدا، طراح سرنوشت من دیواری را به گونهای ساخته که من همیشه به سمت آن متمایل باشم.
هوش مصنوعی: هر کسی که بر در خانهاش خوشبختی ناخواسته را دور کند و بر کسانی که از او تقاضا میکنند، بیاعتنایی کند، در واقع فرصتهای خوب را از خود دور میسازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.