مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
از تهی مغزی حیاتم در سبکساری گذشت
خواب غفلت فرصت وا کردن چشمی نداد
روز من در پرده شب از سیه کاری گذشت
در شبستان عدم شد شمع کافوری مرا
آنچه از شبهای تار من به بیداری گذشت
می توانم بی تأمل سینه زد بر تیغ کوه
لیک نتوانم به آسانی ز همواری گذشت
بر دل خوش مشربم چون سایه ابر بهار
سختی دوران سنگین دل به همواری گذشت
سجده گاه بیخودان را احترامی لازم است
از در میخانه می باید به هشیاری گذشت
ظالمان را آیه رحمت بود فرمان غزل
چشم او در دور خط از مردم آزاری گذشت
این جواب آن غزل صائب که خسرو گفته است
ضایع آن روزی که مستان را به هشیاری گذشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از گذر عمر و تجربههای تلخ و شیرین زندگی سخن میگوید. او به مظلومیت خود در برابر سختیها و ناملایمات اشاره کرده و احساس میکند که زندگیاش به زاری و ناله گذشت. در عین حال، معانی عمیقتری از بیداری و هشیاری را مطرح میکند و بر اهمیت آگاهی و تأمل در زندگی تأکید دارد. شاعر همچنین در انتها به تأثیر ذاتی ظلم و رحمت اشاره کرده و خبردار میشود که در روزگار هشیاری، مستان نیز باید راه خود را بیابند. در نهایت، این شعر به تفکر در مورد حالات روحی و معنایی زندگی توجه دارد.
هوش مصنوعی: مدت عمر من مانند نی در حال ناله و گریه سپری شد و به خاطر بیمحتوایی زندگیام، آن را با بیتوجهی گذراندم.
هوش مصنوعی: در خواب غفلت، روز من به سرعت سپری شد و فرصتی برای بیدار شدن و دیدن حقیقت نداشتم. در تاریکی شب، فرصتها از دست رفت و لحظات تلخی را تجربه کردم.
هوش مصنوعی: در دنیای عدم، شمعی شبیه به کافور برانگیخته است، و آنچه که در شبهای تاریک من گذشته است، در حالت بیداری به یاد میآید.
هوش مصنوعی: میتوانم به راحتی با قلبی پرجوش و خروش در برابر سختیها و مشکلات قرار بگیرم، اما عبور از زمینهای مسطح و عادی برایم دشوار است.
هوش مصنوعی: دل خوش و با نشاط من، مانند سایهای که در بهار بر زمین میافتد، دوران سخت و دشوار را به آرامی پشت سر گذاشته است.
هوش مصنوعی: برای افرادی که در حالت بیخیالی و حالت مستی هستند، باید به سجدهگاه آنان احترام گذاشت. همچنین، باید با آگاهی و هشیاری وارد میخانه شد و از در آن عبور کرد.
هوش مصنوعی: ظالمان را نشانهای از رحمت بود؛ فرمان زیباییهای چشمان او باعث شد که از آزار مردم بگذرد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که روزی که مستان به هوشیاری رسیدند، آن روز به نوعی بیارزش و از دست رفته است. اگر به دنبال الهام از غزلی از شاعر خسرو باشیم، میتوان گفت که این قوت و طراوت حال مستان به هنگام مستی، با به هوشیاری رسیدن نابود میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت
یاد می کردم ازان شبها که در یاری گذشت
خواب هم ناید گهی تا دیدمی وقتی، مگر
زان شب فرخ که با یارم به بیداری گذشت
بر درش سودم همه شب دیده و چشم مرا
[...]
دوش در سودای او بر من به بیداری گذشت
روز روشن گشت و بر من چون شب تاری گذشت
از حساب زندگانی کی برد عمری که آن
گاه در جان کندن و گاهی به بیماری گذشت
بر رخ چون زعفرانم اشک گلناری چکد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.