ریخت دندان و هوای می و پیمانه بجاست
مهره برچیده شد و بازی طفلانه بجاست
دل سیاه است اگر گشت بناگوش سفید
پا اگر نیست بجا، لغزش مستانه بجاست
خارخاری به دل از عمر سبکرو مانده است
مشت خار و خسی از سیل به ویرانه بجاست
آسیا گرچه برآورد ز بنیادش گرد
هوس نشو و نما در گره دانه بجاست
نسبت شوق به هجران و وصال است یکی
رفت ایام گل و شورش دیوانه بجاست
یار نوخط شد و آغاز جنون است مرا
شمع خاموش شد و گرمی پروانه بجاست
چشم من بر در و دیوار حرم افتاده است
نگذارند مرا گر به صنمخانه، بجاست
گرچه در خواب گران عمر سر آمد صائب
همچنان رغبت شیرینی افسانه بجاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای درونی خود و احساساتی میپردازد که از تجربیات عاشقانهاش نشأت میگیرد. او به جذابیتهای لحظههای کوتاه زندگی و عشق اشاره میکند و میگوید که اگرچه عمر به سرعت میگذرد، اما لذت و شیرینی یادها و خاطرات همچنان باقی است. اشعارش نشان میدهد که بین شوق و هجران یک وابستگی عاطفی وجود دارد و حسرتها و دلتنگیها در قلب او زنده است. شاعر همچنین به دوگانگی وجودش اشاره دارد؛ از یک سو در بند زنجیرهای ناشی از عمر، و از سوی دیگر دلش به عشق و زیباییها وابسته است.
هوش مصنوعی: زمانی برای نوشیدن و لذت بردن از زندگی مناسب است، زیرا دوران کودکی و بازیهای بیخیالی سپری شده و باید از لحظات خوش بهرهبرداری کرد.
هوش مصنوعی: اگر دلی سیاه باشد، نشان خوبی نیست و اگر پاها در جایی درست قرار نگیرند، اشتباه نیست که از حالات مستی و شوریدگی به در آیند.
هوش مصنوعی: در دل من زخمی از عمر کوتاه و بیمعنا باقی مانده است و باقیمانده خاری و خاکی از طوفان، در ویرانهای جا دارد.
هوش مصنوعی: آسیاب اگرچه از بنیاد خود گرد و خاک عشق را برمیافزاید، اما در گره دانه، رشد و نیکویی در جای خود است.
هوش مصنوعی: شوق به دوری و نزدیکی به هم مربوط است؛ اکنون که روزهای گل و شور و شوق گذشت، نیاز به دیوانگی در این احساسات همچنان باقیست.
هوش مصنوعی: دوست من تازهکار شده و من دچار دیوانگیام. شمع خاموش شده و داغی پروانه هنوز وجود دارد.
هوش مصنوعی: چشم من به دیوارها و درهای حرم افتاده و نگذارید مرا اگر به معبد بتان بروم، مناسب نیست.
هوش مصنوعی: هرچند که عمر سنگین و طولانی به خواب رفته است، اما همچنان تمایل به لذتهای شیرین و داستانها وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باده نوشی و غزلخوانی دیوانه بجاست
خنده گر نیست بجا گریهٔ مستانه بجاست
آدمی را به جهان کلبهٔ تن معمور است
تا ستون نفس و آه در این خانه بجاست
آسمان در حرکت از اثر یک جام است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.