گریه ابر بهار از دل پر درد من است
چهره زرد خزان از نفس سرد من است
به چه تقریب مه از هاله حصاری شده است؟
گر نه شرمنده ز حسن مه شبگرد من است
غوطه در چشمه شمشیر زدن آسان نیست
جای رحم است بر آن کس که هماورد من است
پسته پوچ محال است که خندان گردد
سینه چاک گواه دل پر درد من است
سالها شد که برون رفته ام از خود صائب
آنچه مانده است درین عرصه به جا، گرد من است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شدت درد و رنج درونی خود صحبت میکند که جلوهگر در طبیعت است و به گریه ابر بهار تشبیه میشود. او با اشاره به چهره زرد خزان، بیان میکند که این حال ناشی از نفس سرد اوست. شاعر به زیبایی ماه شب را مینگرد و از شرم زیباییاش میگوید، همچنین در مورد دشواریهای زندگی و غوطهوری در مشکلات اشاره میکند. شخصیت خود را به یک پستهٔ بیلبخند تشبیه میکند و در پایان افسوس سالها جدایی از خود را بیان میکند و میگوید آنچه باقی است، احساساتش است که او را احاطه کرده است.
هوش مصنوعی: باران بهاری که از ابرها میریزد، ناشی از دل پر درد و غم من است و رنگ پریده بودن خزان به دلیل نفس سرد من است.
هوش مصنوعی: چرا ماه به این اندازه محصور و پوشیده شده است؟ در غیر این صورت، باید از زیبایی ماه شبگرد من شرمنده باشد.
هوش مصنوعی: نبرد در چشمهای که به شدت خطرناک است، کار سادهای نیست. در چنین مکانی، باید صرفاً بر حالت ترحم نسبت به حریف خود فکر کرد.
هوش مصنوعی: پستهای که پوچ باشد هرگز نمیتواند خندان شود؛ آسیب دل من نشانهای از درد عمیق درونم است.
هوش مصنوعی: سالهاست که از خودم فاصله گرفتهام و در این دنیا، فقط چیزهایی که برجا مانده، دور و بر من است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
نیز سرمای زمستان ز دم سرد من است
آسمان نیز که گه خندد و گه گرید زار
در غم و شادی از آنست که همدرد من است
بر تر از طارم افلاک کزین توده خاک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.