عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است
هست اگر جنت در بسته همین خاموشی است
هر که افتاده به زندان خرد می داند
که پریخانه صاحب نظران بیهوشی است
ای صبا درگذر از غنچه لب بسته من
که گشاد دل من در گره خاموشی است
در سر تیغ زبان بیهده گویان را نیست
فتنه هایی که نهان زیر سر سر گوشی است
پختگی در خور جوش است درین میخانه
خامی باده نارس گنه کم جوشی است
گل بی خاری اگر هست درین خارستان
پیش صاحب نظران مهر لب خاموشی است
غرض از خوردن می صائب اگر بیخبری است
خوردن خون دل خود چه کم از می نوشی است؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد سکوت و بیخبری در عالم وجود بحث میکند و به بیان احساسات عمیق انسانی و محدودیتهای عقل میپردازد. شاعر به بیهوشی و خاموشی به عنوان حالتی از آرامش و رهایی اشاره میکند که در آن میتوان به معرفت و بصیرت واقعی دست یافت. او بر این نکته تأکید دارد که در جهانی که پر از فتنه و دستوپا زدنهای بیهوده است، سکوت و صبر میتواند حلال مسائل باشد. همچنین، در ادامه، او به مفهوم پختگی و نارس بودن در مِینوشی اشاره میکند و بر تأثیرات نادرست منحرفکننده در زندگی تأکید میورزد. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که آگاهی و درک حقیقت میتواند معادل نوشیدن مِی و حسرت دل باشد.
هوش مصنوعی: اگر جایی باشد که در آن امنیت و آرامش وجود داشته باشد، فقط در حالت بیهوشی میتوان آن را یافت. و اگر بهشت در دنیای ما به روی کسی بسته باشد، همین سکوت و خاموشی نشاندهنده این واقعیت است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندان عقل و اندیشه قرار دارد، میداند که جایگاه فرزانگان و صاحبنظران، در واقع فضایی از بیخبری و ناآگاهی است.
هوش مصنوعی: ای نسیم، به نزدیکی غنچه لب بسته من برو و بگذر؛ چرا که دل من در سکوتش گشوده است.
هوش مصنوعی: در دنیای پر از سخنرانیهای بیفایده، افرادی که بیهوده سخن میگویند، نمیتوانند تأثیراتی را که در زیر ظاهر و در دل پنهان است، درک کنند.
هوش مصنوعی: در این میخانه، پختگی و کمال در حال جوشیدن و آماده شدن است، در حالی که خامی و نارس بودن باده نشاندهندهی کمحالی و نقص است.
هوش مصنوعی: در دنیای پر از مشکلات و سختیها، اگر چیزی زیبا و بیعیب وجود داشته باشد، تنها برای کسانی که واقعاً میتوانند ببینند، آن گل زیبا به سکوت و بیصدا بودن دلالت میکند.
هوش مصنوعی: هدف از نوشیدن شراب، اگر فرار از واقعیت و ناآگاهی است، پس نوشیدن خون دل خود چه فرقی با شراب نوشیدن دارد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جلوه سرو روان قافله بیهوشی است
گردش چشم سیه مکتب بازیگوشی است
باده از دست تو مستی نکند داد از تو
اولین قطره این جام می بیهوشی است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.