شهد در خانه پر روزن زنبور یکی است
شمع هر چند که بسیار بود، نور یکی است
غنچه بیهوده سرانگشت نگارین کرده است
ناخن آن کس که زند بر دل ناسور یکی است
در محیطی که ز دل نقش دو عالم شوید
آن که از صفحه خاطر نشود دور یکی است
سفر از خویش چو کردی، همه جا معراج است
منبر و دار، بر حالت منصور یکی است
تا به دریا نرسد سیل، نمی آرامد
پیش ما خانه ویرانه و معمور یکی است
الفت آهوی وحشی گرهی بر بادست
شوخ چشمی که نگردد ز نظر دور یکی است
ابر رحمت نکند فرق گل و خار از هم
عزت مست درین مجلس و مستور یکی است
عشق باری است که در پله برداشتنش
کمر طاقت کوه و کمر مور یکی است
خاک گردید و نشد چهره اش از می گلفام
طالع جام من و کاسه طنبور یکی است
غرض از ظرف اگر خوردن آب است و طعام
کاسه چوبین من و کاسه فغفور یکی است
سخن آن است کز او زنده دلی گرم شود
لب افسرده بیانان و لب گور یکی است
بی بصیرت چه شناسد سخن صائب را؟
تلخ و شیرین به مذاق دل رنجور یکی است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجلی یگانگی موجودات و زیباییهای طبیعی اشاره دارد و به این نکته میپردازد که در عالم وجود، تفاوتها ظاهریاند و حقیقت واحدی در پس آنها نهفته است. او از عشق و ارتباطات انسانی نیز سخن میگوید و میافزاید که این احساسات در همه جا یکسان و بنیادیاند. همچنین، به بار سنگین عشق و تاثیر آن بر انسانها اشاره میکند و به پیوستگی زندگی و مرگ میپردازد. در نهایت، شاعر بر این باور است که درک عمیق از عشق و زندگی نیاز به بصیرت دارد و بیخود بیخبری از آن، احساس تلخ و شیرینی را یکسان میکند.
هوش مصنوعی: هر چند که منبع شیرینی در خانه زنبورها زیاد است، اما در نهایت همه آنها یک نوع شهد را تولید میکنند. همینطور، هرچند که شمعهای زیادی وجود دارد، اما در نهایت نور همه آنها یکی و همانند است.
هوش مصنوعی: غنچه به طرز بیفایدهای خود را زینت کرده است، مشابه ناخن آن کسی که بر دل جراحت میزند.
هوش مصنوعی: در فضایی که از دل زندگی و واقعیتهای دو جهان نمایان میشود، کسی که از ذهن و یادها دور بماند، در حقیقت فقط یک نفر است.
هوش مصنوعی: وقتی از خودت فاصله بگیری و به سفر بروی، هر کجا که هستی به نوعی پرتوی از حقیقت و معنویت است. چه در جایی که سخنرانی میکنی و چه در موقعیتی که تحت فشار هستی، در نهایت هر دو حالت به یک حقیقت منتهی میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که سیل به دریا نرسد، آرامش به خانههای ما نمیآید و خانهی ویران و خانهای که در آن زندگی میشود برای ما یکسان هستند.
هوش مصنوعی: محبت و نزدیکی آهوی وحشی به هم، به مانند دمی است که در باد معلق مانده است. این نشان میدهد عشق و زیبایی کسی که همیشه در نظر است، هرگز از دید دور نمیشود.
هوش مصنوعی: باران رحمت بر گل و خار تفاوتی قائل نمیشود، چون در این مجلس، حال مستی و پنهان بودن همگان یکی است.
هوش مصنوعی: عشق، بار سنگینی است که وقتی کسی بخواهد آن را بر دوش خود حمل کند، سختی آن برای همه یکسان است، چه کسی که ممکن است قوی و بزرگ باشد و چه کسی که کوچک و ضعیف است.
هوش مصنوعی: خاک شد و چهرهاش تغییر نکرد، حالتی مثل شراب معطر دارد. سرنوشت من و صدای طنبور به هم پیوند خورده است.
هوش مصنوعی: اگر هدف از ظرف فقط خوردن آب و غذاست، پس چه کاسه چوبی و چه کاسه طلا، فرقی نمیکند و هر دو همان کار را انجام میدهند.
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که کلام و سخن میتواند باعث زندگی و نشاط در دلها شود و افرادی که به خوبی صحبت نمیکنند، از نظر روحی و عاطفی تفاوتی با مردگان ندارند. در واقع، بیان زیبا و گرم میتواند روح را زنده کند در حالی که بیحالی و کمخبر بودن در صحبت، زندگی را از انسان میگیرد.
هوش مصنوعی: کسی که درک درستی ندارد، چگونه میتواند به سخنان درست و ارزشمند پی ببرد؟ برای او فرقی نمیکند که چه چیزی تلخ یا شیرین است؛ چون دل بیمار او نمیتواند تفاوتها را بشناسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.