اوست سرور که کلاه و کمر از یادش رفت
آن توانگر بود اینجا که زر از یادش رفت
جان به این غمکده آمد که سبک برگردد
از گرانخوابی منزل سفر از یادش رفت
جای رحم است بر آن طوطی کوتاه اندیش
که ز شیرین سخنیها شکر از یادش رفت
جان وحشی چه خیال است به تن برگردد؟
رشته از زود گسستن گهر از یادش رفت
با تعلق نتوان سر به سلامت بردن
آن سرآمد شود اینجا که سر از یادش رفت
قاصد سنگدل از کوی تو در برگشتن
بس که آمد به تأنی خبر از یادش رفت؟
چشم مست تو اگر هوش ز نقاش نبرد
از چه تصویر دهان و کمر از یادش رفت؟
ای بسا سر که به دیوار زند از غفلت
آن که در خانه تاریک در از یادش رفت
دل ز تنگی چه خیال است برآید بی آه؟
غنچه ماند آن که نسیم سحر از یادش رفت
نیست ممکن که به اندازه خورد می صائب
می پرستی که خمار سحر از یادش رفت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تفکر دربارهٔ عشق و یادها میپردازد و از حالات و احساسات عشق آشکار سخن میگوید. او از بوسهها و دل کندنها، غم و شادیهای عاشقانه، و ناپایداری یادها سخن میگوید. احساسات ناشی از دوری و تاریکی در عشق و همچنین زوال خاطرات و شادیها را برجسته میکند. شاعر به نظر میرسد که در این غزل بر دشواریهای عشق و عواقب غفلت تأکید دارد و به غمهای غیرقابل بازگشت اشاره میکند. پایان شعر به مرگ و ناپایداری زندگی اشاره دارد و نشان میدهد که بسیاری چیزها از یاد میروند.
هوش مصنوعی: او کسی است که قدرت و مقامش آنقدر زیاد است که دیگر به ظواهر و تجملات مانند کلاه و کمربند اهمیت نمیدهد. در واقع، او کسی است که حتی ثروت و زر و زیورآلات را نیز از یاد برده است.
هوش مصنوعی: روح من به این محل غمگین وارد شد تا از خواب سنگین بیدار شود و سفر را فراموش کند.
هوش مصنوعی: بر آن طوطی کمفکر، افسوس میخوریم که به خاطر شیرینی کلمات، شکر را از یاد برده است.
هوش مصنوعی: روح سرکش چرا فکر میکند که به جسم بازخواهد گشت؟ او یادش رفت که رابطههای ناپایدار مانند جواهرات زود شکسته میشوند.
هوش مصنوعی: نمیتوان با تعلقات و وابستگیها به آرامش و سلامت رسید. زمانی که ذهن از یاد چیزها و وابستگیها خالی شود، آنجا پایان کار است.
هوش مصنوعی: قاصدی که بیاحساس از کوی تو برگشت، آنقدر با تأخیر آمد که خبر تو را فراموش کرده بود.
هوش مصنوعی: اگر چشمان سرمست تو باعث شود که نقاش احساسش را از دست بدهد، پس چرا تصویر لب و کمر او از یادش رفته است؟
هوش مصنوعی: بسا افرادی که به دلیل غفلت خود، به جای این که راه درست را دنبال کنند، دچار اشتباهات میشوند و به نتیجهای نامناسب دست مییابند؛ همانند کسی که در یک مکان تاریک در را فراموش کرده و به دیوار برخورد میکند.
هوش مصنوعی: دل وقتی که تنگ و گرفته است، چگونه میتواند بدون آه و ناله آرامش پیدا کند؟ گل جوانهای که نسیم صبحگاهی را فراموش کرده، همچنان در حالت غنچه باقی میماند.
هوش مصنوعی: عشق و علاقه به می و شراب، آنقدر عمیق است که حتی بخار ناشی از آن در صبح را فراموش کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.