خیال آب مرا در سرابها انداخت
امید گنج مرا در خرابها انداخت
اگرچه عشق ندارد ز من فسردهتری
توان به سینه گرمم کبابها انداخت
به زیر بار غمی عشق او کشید مرا
که کوه را به کمر پیچ و تابها انداخت
اگرچه شکوه من از حساب بیرون بود
به یک نگاه ز هم آن حسابها انداخت
ز چشم شور مکافات مزد خواهد یافت
ستمگری که نمک در شرابها انداخت
اگر ادب نکند آه را عنانداری
توان ز چهره مطلب نقابها انداخت
مکن شتاب برای شکفتگی زنهار
که برق را ز نفس این شتابها انداخت
اگر ستاره من سوخت عشق عالمسوز
ز داغ در جگرم آفتابها انداخت
شد از غرور عبادت زبان عذر خموش
مرا به راه خطا این صوابها انداخت
هنوز لالهرخ من زنی سواران بود
که در قلمرو دل انقلابها انداخت
نداشت کار کسی با سپند من صائب
مرا ز بزم برون اضطرابها انداخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات و تجارب عاشقانهاش میپردازد. او از خیالات و آرزوهای نا امیدی میگوید که او را به وادیهای خطرناک و سردسا میکشاند. در عین حال، با وجود غم و ناراحتی، عشق او را منبعی برای حرارت و زندگی میسازد. شاعر به عواقب تندخویی و نادانی اشاره دارد و بیان میکند که انسان باید با احتیاط و آرامش در زندگی قدم بردارد. او همچنین از تلاطمهای عشقی که در قلبش به وجود آمده و آثار آن بر روح و جسمش سخن میگوید. در نهایت، شاعر احساس تنهایی و اضطراب ناشی از عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: به خاطر خیالی که از آب داشتم، در توهمات و سرابها گرفتار شدم و به همین دلیل امید به یافتن گنج را در ویرانهها و خرابیها از دست دادم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه عشق از من دور است و حال خوشی ندارم، اما هنوز میتوان با احساسات داغی که در درونم دارم، چیزی را به آتش کشید.
هوش مصنوعی: عشق او آنقدر سنگین و طاقتفرسا بود که من را مانند کوهی به زانو درآورد و از شدت این درد، وجودم خم و تاب خورد.
هوش مصنوعی: اگرچه عظمت و بزرگی من فراتر از محاسبات و حسابهاست، اما با یک نگاه او همه آن محاسبات را به هم ریخت.
هوش مصنوعی: آدم ستمگر که در کارهای ناپسند و خیانت به دیگران دست میزند، به زودی عواقب و مجازات کارهای خود را خواهد دید. او حتی به چیزهایی که دیگران برایشان ارزش قائل هستند، آسیب میزند و این کارها گریبانش را خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: اگر کسی ادب را رعایت نکند و به خودخواهی ادامه دهد، میتوان از چهرهاش خواستهها و افکارش را بدون هیچگونه پردهپوشی مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به شکوفایی عجله نکن، چرا که این شتاب میتواند مانند برق، از سرعت و شگفتیات بکاهد.
هوش مصنوعی: اگر ستاره من در فراق عشق سوخت، آنقدر عذاب و درد در دلم ایجاد کرد که به مانند آفتابهایی میدرخشید.
هوش مصنوعی: از سر غرور و خودبینی در عبادت، زبان من را از بیان عذر و توبه به سکوت واداشت و به خاطر این، مرا به اشتباهات و کارهای نادرست کشاند.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و گلرخ من همچنان برای سواران جذاب است و در دل تحولات و انقلابها تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: کسی به کار من نداشت و من با تمام ناراحتیها و اضطرابهایم از مهمانی بیرون رفتم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.