ازان به خاطر من ترک کار دشوارست
که بار دوش توکل شدن به دل بارست
اثر گذار اگر عمر جاودان خواهی
که زندگانی هر کس به قدر آثارست
ازان به تلخی هجر از وصال ساخته ام
که رعشه دارم و این جام سخت سرشارست
امید هست که شیرازه گهر گردد
ز تار و پود جهان رشته ای که هموارست
شد از شکست خریدار، توتیا گهرم
همان ز ساده دلی تشنه خریدارست
ازان همیشه بود وقت می پرستان خوش
که هر کجا که غمی هست رزق هشیارست
تو بی دریغ به ویرانه گنج می بخشی
وگرنه درد ترا دل کجا سزاوارست؟
نفس شمرده زنان راست دل بجا صائب
چمن صحیح بود تا نسیم بیمارست
جواب آن غزل آصفی است این صائب
زمانه ای است که هر کس به خود گرفتارست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دشواری اعتماد و توکل به دل میگوید و تأکید میکند که زندگی هر فرد به آثار و تأثیراتی که از خود بر جای میگذارد، وابسته است. او از تلخی هجر و جدایی سخن میگوید و با نگرانی از جامی که پر از درد و غم است، یاد میکند. شاعر امید دارد که از تاریکیها، نور و زیبایی به وجود آید و در عین حال، نشان میدهد که زندگی با غم و هشیاری همراه است. در نهایت، او به سخنانی از زخمهای دل برخی افراد اشاره میکند و بیان میکند که زمانه مسئولیتپذیری را میطلبد.
هوش مصنوعی: به خاطر من، ترک کار دشوار سخت است، زیرا اینکه به توکل بر دل، تنها بار سنگینی است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی عمر تو پایدار و جاودان باشد، باید توجه کنی که زندگی هر فرد به اندازه اثری که از خود به جا میگذارد، ارزشمند است.
هوش مصنوعی: به خاطر تلخی جدایی از وصال، احساس سردرگمی و بیقراری دارم، در حالی که این لیوان پر از شراب به شدت پر است.
هوش مصنوعی: امید دارم که این دنیای پر تردد و بینظم، به مانند یک چیزی ارزشمند و یگانه، در هم تنیده شود و نظم و زیبایی به خود بگیرد.
هوش مصنوعی: از شکست و ناامیدی طلبکاران، من همچون دانه قیمتی میدرخشم، ولی این درخشندگی حاصل سادگی و گاهی طمع کسانی است که به دنبال من هستند.
هوش مصنوعی: در هر زمانی که افرادی به می پرداختند، خوشحال بودند، زیرا هر جا که غم و اندوهی وجود داشت، روزی و روزگار برای هشیاران و آگاهان فراهم بود.
هوش مصنوعی: تو بدون هیچ تردیدی به ویرانهای که دیگر ارزشی ندارد، نیکی و ثروت میدهی، اما آیا دل تو واقعا لایق این درد و غم است؟
هوش مصنوعی: نفسهای آرام و شمردهای که از دل راست و صادق برمیخیزند، در باغی که نسیمش ناآرام و بیمار است، بسیار بهجا و شایسته هستند.
هوش مصنوعی: این شعر به این موضوع اشاره دارد که در این زمانه، هر فردی درگیر مشکلات و مسائل خود است و از دیگران دوری میکند. این وضعیت به نوعی نشاندهنده تنهایی و سختیهای زندگی است که هر کس به نوعی با آن دست و پنجه نرم میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به خیره برشمرد سیر خورده گرسنه را
چنان که درد کسان بر دگر کسی خوارست
چو پوست روبه ببینی به خان واتگران
بدان که: تهمت او دنبهٔ به سر کارست
چه صورت است که بیجان بدیع رفتارست
چه پیکرست که بیدل شگفت گفتارست
مساعد قدرست او و ترجمان قضاست
وزیر عقل و وکیل سپهر دوارست
به تیر ماند و او را بهقیر پیکان است
[...]
دلم هنوز به پیرانه سر گرفتارست
هنوز در سرم آشوب عشق بسیارست
میی ست در سرم از جام روزگار الست
که حاجتم نه به خم خانه نه به خمّارست
دلم گریخته در تار تار زلف کسی ست
[...]
شعاع چشمه ی مهر از فروغ رخسارست
شراب نوشگوار از لب شکر بارست
کمند عنبری از چین زلف دلبندست
فروغ مشتری از عکس روی دلدارست
نوای نغمه مرغ از سرود رود زنست
[...]
بیا که بی رخ خوبت مرا به دل بارست
ببین که دیده ز هجر رخ تو خون بارست
بخور ز لطف غم حال ما که بد نبود
اگرچه در دو جهانت چو بنده بسیارست
اگر به پرسش مسکین قدم نهی روزی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.