به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست
غنیمت است که سیلاب ما سبکسیرست
دلی که بال و پر همتش نریخته است
اگرچه در ته خاک است، آسمان سیرست
مرا به میکده عزم شکست توبه رساند
رسد به نیت خود هر که نیتش خیرست
ز نقش خود نتواند گذشت کوته بین
اگر به کعبه رود بت پرست، در دیرست
به خود نیامدن اهل عشق تنبیهی است
که آشنایی خود، آشنایی غیرست
ز قلقل بط می عارفی شود آگاه
که با خبر چو سلیمان ز منطق الطیرست
مدار چشم اقامت ز دولت دنیا
که سایه پر و بال هما سبکسیرست
جواب آن غزل است این که آذری فرمود
که ناامید مباشید، عاقبت خیرست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات و تجربیات عمیق انسانی میپردازد. او از سنگینی دل و دشواریهای زندگی سخن میگوید و اینکه دلهای سبکبار در سیلابها به راحتی شناور میشوند. شاعر به سفر به میکده اشاره میکند و اینکه نیت خیر در انسان هدفمند است. او بر این باور است که عدم آگاهی از خود و عشق ممکن است فرد را به تنبیهی راهنما تبدیل کند. در نهایت، شاعر به امیدواری اشاره میکند و تأکید میکند که در پایان راه، خیر و نیکی وجود دارد و نباید ناامید بود.
هوش مصنوعی: اگر دل مانند کوهی سنگین باشد، هرچند این احساس قدیمی است، اما همچنان ارزشمند است زیرا طوفان ما به راحتی جاری میشود.
هوش مصنوعی: دلی که تلاش و انگیزهاش را از دست نداده، حتی اگر در پایینترین نقطه باشد، همچنان پر از آرزوها و امیدهاست.
هوش مصنوعی: عزم من به میکده، ترک وعدههای خوبم را به همراه آورد، زیرا هر کسی که نیتش خوب باشد، به هدفش میرسد.
هوش مصنوعی: نما و صورت خود را انسان نمیتواند رها کند، حتی اگر فردی بتپرست باشد و به کعبه برود، باز هم در دل خود به اعتقادات و تصورات قدیمیاش متکی است.
هوش مصنوعی: عدم توجه و بیداری اهل عشق، نتیجهای است از این که آنها به آشنایی واقعی خود که نه با دیگران، بلکه با خودشان است، نرسیدهاند.
هوش مصنوعی: از صدای آرام و نرم بط، عارفی آگاه میشود که مانند سلیمان از زبان پرندگان خبر دارد.
هوش مصنوعی: به دنیا و زندگی مادی نمیتوان خیلی تکیه کرد، زیرا مثل سایهای زودگذر و ناپایدار است.
هوش مصنوعی: این بیان به معنای این است که ناامید نباشید، چرا که در نهایت همه چیز به خوبی و خوشی ختم خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
که نا امید نباشی که عاقبت خیرست
همیشه کارم در کار خیر تأخیرست
که توبه مانده درست و بهار کشمیرست
درین چمن نرود عهد خوشدلی بشتاب
ز موج سبزه بپای نشاط زنجیرست
نقیض گیری افلاک را چه می دانی
[...]
ز سیم و زر نظر بی نیاز ما سیرست
غبار خاطر ارباب فقر اکسیرست
به غیر آه نداریم در جگر چیزی
متاع خانه ما چون کمان همین تیرست
به احتیاط قدم در طریق عشق گذار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.