چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
سر خوش ز شیوه های عتابش شوم کجاست؟
آن برق خانه سوز که داغش شوم چه شد؟
وان سیل تندرو که خرابش شوم کجاست؟
لرزان ز سردسیر صباحت رسیده ام
حسن برشته ای که کبابش شوم کجاست؟
خمیازه چند واکند آغوش اشتیاق؟
پیمانه ای که مست و خرابش شوم کجاست؟
دشنام تلخ را به صد ابرام می دهد
بختی که قابل شکرابش شوم کجاست؟
آن طالع بلند که در بزم خیرگی
محرم به بندبند نقابش شوم کجاست؟
نتوان گرفت کام به بیداری از لبش
دستی که محرم رگ خوابش شوم کجاست؟
صد پرده از حجاب فکنده است بر عذار
چشمی که پرده سوز حجابش شوم کجاست؟
از همعنانیش نفس برق سوخته است
پایی که بوسه چین رکابش شوم کجاست؟
صائب همین بس است که خواند سگ خودم
بختی که سربلند خطابش شوم کجاست؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی زیباییها و لذتها میپردازد و با زبانی عاشقانه، آرزو میکند که به چه شیوههایی مست و خراب زیبایی محبوبش شود. او از حسرت و تنهایی خود داستانهایی میسازد و با وصف حالات گوناگون، از جمله شوق، نوشیدن، و عشق، به دنبال نشانههایی از محبوبش میگردد. به نظر میرسد که شاعر در پی پیدا کردن ارتباطی عمیق و ناب با آنچه که آرزویش را دارد، است و از ناکامیها و تلخیهای زندگی خود میگوید. غزل در نهایت به یک حس ناامیدی و longing برای آنچه در دسترس نیست، ختم میشود.
هوش مصنوعی: به دنبال چشمی میگردم که مرا در خود غرق کند و از خوشحالی مست و سرمست شوم. در کجای این دنیا میتوانم چنین چشمی را پیدا کنم که بر من چشم غم و عتاب داشته باشد؟
هوش مصنوعی: آن آتش سوزانی که دلم را میسوزاند، کجاست؟ و آن سیل خروشان که همهچیز را ویران میکند، چه شده است؟
هوش مصنوعی: نفس سرد صبحگاهی به من حال و هوای خاصی داده است. امیدوارم جمال محبوبی را ببینم که بتوانم از زیباییاش لذت ببرم.
هوش مصنوعی: آیا میتوانم منتظر بمانم تا صدای دلنشینی به گوشم برسد؟ آن ظرفی که میتواند مرا سرمست و شاداب کند، کجاست؟
هوش مصنوعی: انسانی که سرنوشتش دچار سختی و تلخی است، با وجود این که سعی میکند بر دشواریها غلبه کند، به دنبال فرصتی میگردد تا بتواند بر مشکلاتش فائق آید و برای این تلاش به جایی نیاز دارد که بتواند دلسردی و ناامیدی را کنار بگذارد.
هوش مصنوعی: کجاست آن سرنوشت عالی که من بتوانم در میهمانی شادی، به راز و رمزهای پنهانش پی ببرم؟
هوش مصنوعی: نمیتوان از این لب کامگیری در حال بیداری داشت، زیرا من نمیدانم دستی که میتواند به رگ خواب او دسترسی داشته باشد، کجاست؟
هوش مصنوعی: چشمی که با زیباییاش پردهها را کنار زده و حجابها را کنار زده، به من نشان بده کجاست، زیرا من به شدت عاشق آن نگاه بیپردهام که همه حجابها را میسوزاند.
هوش مصنوعی: شخصی که میخواهد به کسی که برایش بسیار عزیز است نزدیک شود و او را ببوسد، در حال جستجوی اوست. او از حال و هوای خود میگوید که همچون یک برق سوخته است و حالش آشفته و بیتاب است. در واقع، او در پی این است که ببیند آن محبوب کجاست که بتواند به او نزدیک شود و عشق خود را ابراز کند.
هوش مصنوعی: فقط همین برای من کافی است که بگویم بخت من چه جایگاهی دارد وقتی سگ من با صدای بلند مرا صدا کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.