بیم و امید در دل اهل جهان پر است
هرجا که رنگ و بو ست بهار و خزان پر است
دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت
ما را همان ز شکوهٔ روزی دهان پر است
از چشم کور قطرهٔ اشکی است بیشمار
گر ذرهای است مردمی از آسمان پر است
نان خسان به خشکی منت سرشته است
زان لقمه الحذر که در او استخوان پر است
بلبل گلوی خویش عبث پاره میکند
گوش گل از ترانهٔ آب روان پر است
با خامشان بود در و دیوار همسخن
چون بیزبان شوی همهجا همزبان پر است
از فیض عشق روی زمین گوش تا به گوش
از گفتوگوی صائب آتشزبان پر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ تضادهای زندگی و احساسات انسانی است که با بیم و امید در دلها همراه است. شاعر به توصیف احساسات ناشی از وفور و کمبود، شادی و غم میپردازد و بیان میکند که در هر گوشهای از دنیا، نشانههایی از بهار و خزان دیده میشود. او به تاثیرات عشق و زیبا شناسی در جهان اشاره کرده و میگوید که این احساسات و تجربیات انسانی در زندگی روزمره و گفتوگوها جاری است. در نهایت، این شعر به ارتباط عمیق انسانها با یکدیگر و طبیعت اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و هنر همواره در حال تبادل و پر کردن فضاها هستند.
هوش مصنوعی: دل انسانها پر از ترس و امید است. در هر جایی که نشانههایی از زیبایی و تازگی وجود دارد، همچنان نشانههایی از زوال و تغییر نیز هست.
هوش مصنوعی: دندانهای ما به خاطر نوشیدن نعمتها خراب شدهاند و حالا به خاطر غرور و افتخار، دهانمان پر از حرفهای زیباست.
هوش مصنوعی: چشم نابینا به اندازهٔ بینهایت، یک قطره اشک دارد. اگر این اشک، جزئی از انسانها باشد، آسمان پر از جمعیت خواهد شد.
هوش مصنوعی: نان مردم در خشکی به سپاس و احترام آماده میشود، زیرا آن لقمهای که ممکن است همراه خود استخوانی داشته باشد، باید با احتیاط برداشت شود.
هوش مصنوعی: بلبل بیهوده گلوی خود را میخراشد، در حالی که گوش گل پر از صدای آب روان است.
هوش مصنوعی: وقتی با کسانی که کمخودآگاه هستند در کنار هم باشید، دیوارها و هر چیز دیگری با شما همصحبت میشوند. اما وقتی فردی نتواند صحبت کند، در همه جا احساس تنهایی میکند.
هوش مصنوعی: در اثر لطف و زیبایی عشق، فضای زمین پر از گفتوگوهای دلانگیز و آتشین است که از زبان صائب میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون شیشهٔ دل نه از ستم آسمان پر است
مینای ما تهی است دل ما از آن پر است
ای عندلیب باغ محبت گل وفا
کم جو ز گلبنی که بر آن آشیان پر است
خالی است گر خم فلک از بادهٔ نشاط
[...]
از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
از گریه میکنم تهی و همچنان پر است
رحمی بدامن تهی ام کن، خدای را؛
اکنون که دامنت ز گل ای باغبان پر است!
ای صید کش، تهی شد اگر یک قفس تو را؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.