راز نهان ز سینه در انداز جستن است
از زور باده شیشه ما در شکستن است
گفتن به آه درد دل خود ز بیکسی
مکتوب خود به بال و پر تیر بستن است
جستن مراد خود ز خسیسان دل سیاه
سوزن ز کاهدان شب تاریک جستن است
روزی طلب ز درگه حق کن که پیش خلق
لب بازکردنت در توفیق بستن است
بیخود به طوف کعبه روان شو که با خودی
احرام بستن تو چو زنار بستن است
گفتم کنم به گوشه نشینی علاج نفس
غافل که سرفرازی سگ در نشستن است
صائب ز سینه زنگ زدودن به اشک گرم
داغ کلف ز آینه ماه شستن است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از وجود رازها و دردهایی که در دل دارد سخن میگوید و بیان میکند که بیان کردن این دردها در تنهایی، به نوعی مانند تیر بستن به نامهای بیپاسخ است. او به جستجوی آرزوهایش در میان مردم بیتوجه و دل سیاه اشاره میکند و بر این باور است که درخواست رحمت از خداوند باید با اخلاص انجام شود. شاعر همچنان به سرگردانی در معابد و جستجوی حقیقت و معنویت میپردازد و به بیهودگی نشستن در گوشهای برای خودسازی میتازد. در نهایت، او به اشکهایش به عنوان راهی برای زدودن زنگار دل و رسیدن به آرامش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: راز برای ما آشکار نمیشود مگر اینکه از دل برآید. وقتی مستی حاصل میشود، قدرتی پیدا میکنیم که توانایی ما را برای شکستن شیشهی بادهامان به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: بیان کردن مشکلات و احساسات درونی به دیگران مانند این است که از احساس تنهایی و ناامیدی به خود آسیب برسانیم.
هوش مصنوعی: از بین مردم بیارزش و دلهای تیره، به دنبال خواستهی خود بودن، مانند این است که بخواهی سوزنی را در کاهدانی در شب تاریک پیدا کنی.
هوش مصنوعی: روزی از خدایت درخواست کن که قبل از اینکه دیگران تو را بشناسند و در موردت صحبت کنند، موفقیت در کارهایت به تو عطا شود.
هوش مصنوعی: بی جهت به سوی کعبه نرو، زیرا که با خودتان آماده شدن برای سفر به حج، مانند بستن زنجیر به دور کمر است.
هوش مصنوعی: گفتم که در کنج و گوشه بنشینم تا به فکر خودم و آرامش درونم باشم، چون دیدهام که حتی نشستن یک سگ هم میتواند نشاندهندهی بزرگی و آرامش باشد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شاعر به زیبایی و وضوحی که در دل وجود دارد اشاره میکند. او با استفاده از تصویر اشک و آینه میخواهد بگوید که برای پاک کردن قلب و دل از زنگارها و کدورتها، باید احساسات خود را بروز دهیم و شاید این اشکها همانند آب، دل را چون آینهای شفاف کنند. در نتیجه، احساسات و سختیها میتوانند به ما کمک کنند تا دوباره به روشنی و خلوص برسیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آسودگی به کنج قناعت نشستن است
سیر بهشت در گرو چشم بستن است
هشیاریی است عقل که مستی است چاره اش
بدمستیی است توبه که عذرش شکستن است
ماهی به شکر بحر سراپا زبان شده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.