جامی ز خون بی غش منصورم آرزوست
لعل تجلی از کمر طورم آرزوست
بر من جهان ز دیده مورست تنگتر
یک چند تنگنا دل مورم آرزوست
با طاقتی که پنجه ازو برده است موم
رفتن به سیر انجمن طورم آرزوست
ساغر حریف عقل گرانجان نمی شود
رطلی گرانتر از سر مخمورم آرزوست
مردم ز اشتیاق شکر خواب نیستی
بالین دار، چون سر منصورم آرزوست
شیرینی حیات دلم را گزیده است
عریان شدن به خانه زنبورم آرزوست
نازک شدم چنان که گمان می برند خلق
در بر کشیدن کمر مورم آرزوست
صائب درین زمان که رسیده است مشق فکر
هم نغمگی به شاعر مشهورم آرزوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل آرزوهای خود را بیان میکند. او آرزوی نوشیدن جامی از خون بیغل و غش دارد و به شکوهای از جلوههای الهی اشاره میکند. همچنین گوینده از تنگناهایی که بر او فشار میآورند سخن میگوید و خواستار سفری به جاهای زیباست. اشتیاق او به مستی و لذت از زندگی به وضوح نمایان است و در نهایت، ذکر میکند که در این زمانه، آرزوی همنوازی با شاعری مشهور را در دل میپروراند.
هوش مصنوعی: آرزو دارم جامی که از خون بیریا و صداقت پر شده باشد، داشته باشم. همچنین آرزو دارم که لعل یا سنگ قیمتی ای که نورش از کمر کوه طور میدرخشد، نصیبم شود.
هوش مصنوعی: جهان برای من به نظر کوچکتر میآید و دل من هم در این تنگنای زندگی، آرزوهای زیادی دارد که به آنها میاندیشم.
هوش مصنوعی: با قدرت و استقامت که از آن برخوردارم، آرزو دارم که به مانند موم به سمت جمعی نیکو بروم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در محفل شادمانی و بزم، در حالی که عقل و خرد شخص تحت تأثیر قرار گرفته، او به دنبال چیزی است که از آنچه در دست دارد بهتر باشد. آرزوی او این است که چیزی با ارزشتر از حالت مستی و عیش و نوش را به دست آورد.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر اشتیاق شیرینی خواب ندارند و من هم به خاطر سرنوشت منصور، آرزوهایی در دل دارم.
هوش مصنوعی: زندگی به من شیرینی و خوشی بخشیده، اما دوست دارم که بیپرده و بدون حجاب، به دیدن زنبورهای عسل بروم.
هوش مصنوعی: به حدی لطیف و نازک شدهام که دیگران تصور میکنند کشیدن کمرم به اندازهای کوچک است که مانند کمر یک مورچه است و این برایم آرزوست.
هوش مصنوعی: در این زمان که به سر میبريم، آرزو دارم فکر و اندیشهام به زیبایی شعر مشهور باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بار دگر هوایِ نشابورم آرزوست
بر کف گرفته شیرۀ انگورم آرزوست
خوش در کنارِ دوست میان نخ و نسیج
تا روز خفته در شبِ دیجورم آرزوست
او از پیِ عیادتِ من رنجه کرده پای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.