نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
وقت شکست آینه دل رسیده است
آب ستاده آینه زنگ بسته است
بیچاره رهروی که به منزل رسیده است
با جذبه محیط همان در کشاکش است
هر چند موج بر لب ساحل رسیده است
ما را به عیب لاغری از صیدگه مران
کز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است
تا شعله می زند به میان دامن سفر
صد کاروان شرار به منزل رسیده است
تا گوهر وجود ترا نقش بسته است
جان محیط بر لب ساحل رسیده است
صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است
تا میوه وجود تو کامل رسیده است
این خوش غزل ز فیض سعیدای نقشبند
صائب ز بحر دل به انامل رسیده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجلی نور حقیقت و شکوه الهی اشاره میکند که بر دلها تابیده و زمان آرامش و شکستن آینه دل فرا رسیده است. او از جاذبههای محیط و کشمکشهای موجود سخن میگوید و به اهمیت وجود حقیقی و درک آن در زندگی اشاره میکند. همچنین به زیبایی و ویژگیهای خاص وجود انسانی تأکید کرده و از فایدههای عرفانی و روحانی آن سخن به میان میآورد. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که وجود و فیض الهی در زندگی به کمال رسیده و این خوبترین غزلها از دریای دل شاعر نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: نور عظمت حق از مقابل آمده و در این زمان، دل انسان مانند آینهای است که باید آن را بشکند تا به حقیقت دست یابد.
هوش مصنوعی: آب راکد و زنگ زده است و رهروی بیچاره به مقصد رسیده، اما در واقع به جایی با کیفیت پایین و نامطبوع رسیده است.
هوش مصنوعی: محیط اطراف به شدت در حال تأثیرگذاری است و این تأثیر حتی در زمانی که موجها به لب ساحل رسیدهاند، همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: ما را به خاطر عیب لاغری و کمجانی از شکارگاه دور نکن، چون به واسطهٔ مظهر فیض، به صد دل و احساس مختلف دست یافتهایم.
هوش مصنوعی: در حالی که شعله آتش در دامن سفر میرقصد، صدها کاروان که به مقصد رسیدهاند، همچنان آتش و شعله را به همراه دارند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که ارزش وجود تو در زندگیات مشخص شده، روح تو در آستانهی یک تحول بزرگ قرار دارد.
هوش مصنوعی: برای به بار نشستن و کامل شدن وجود تو، بارها و بارها تلاش و زحمت کشیده شده است.
هوش مصنوعی: این شعر زیبا از فیض سعید است که از دل روح و احساساتش به وجود آمده و به ما رسیده.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۸
این خوش غزل ز فیض سعیدای نقشبند
صائب ز بحر دل به انامل رسیده است
این خوش غزل به جذب سعیدای نقشبند
صائب ز بحر دل به انامل رسیده است
هر گوهر سخن که به ساحل رسیده است
از چشمه سار آبلهٔ دل رسیده است
آن کاو به یاد کوی تو از خود بریده است
ناکرده قطع راه، به منزل رسیده است
از شوق روی یار ز راه نیاز و عجز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.