از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
چون شاخ نازکی که ز جوش ثمر شکست
چون تیغ آب جوهر من شد زیادتر
چندان که روزگار مرا بیشتر شکست
جای شراب عشق نگیرد شراب عقل
نتوان خمار بحر به آب گهر شکست
در عاشقی همین دل بلبل شکسته نیست
اول سبوی غنچه درین رهگذر شکست
از جام غیر، آن لب میگون زیاد نیست
باید خمار خود ز شراب دگر شکست
گردید توتیای قلم استخوان من
از بس مرا فراق تو بر یکدگر شکست
مژگان اشکبار تو ای شمع انجمن
صد تیغ آبدار مرا در جگر شکست
خون می گشاید از رگ الماس سایه اش
آن نیش غمزه ای که مرا در جگر شکست
صائب چه شکرهاست که ما را چو زلف، یار
در هر شکستنی به طریق دگر شکست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و شکستهای ناشی از عشق سخن میگوید. او به توصیف حالاتی میپردازد که در آن عشق، دل او را مانند شاخ و برگ درخت یا تیغ شکست میدهد. عشق و فراق معشوق او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و در هر سطحی از وجودش شکستی مشاهده میکند. او تأکید میکند که هیچ شرابی نمیتواند طعم عشق را عوض کند و تنها عشق واقعی میتواند روح او را سیراب کند. در انتها، شاعر با اشاره به چالشهای عشق و زیباییهای آن، زندگیاش را به وجدانی پر از درد و زیبایی توصیف میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر بیتابی دل من، مژههای چشمانم دچار رنج و غم شدند، مانند شاخهی نازکی که به طور ناگهانی از شدت بارانی که بر آن میافتد میشکند.
هوش مصنوعی: وقتی که آب مانند تیغ بر من تأثیر گذاشت و غم و اندوهی که احساس کردم، به اندازهای زیاد شد که زندگی توانست درد و شکست بیشتری به من تحمیل کند.
هوش مصنوعی: هیچ نوشیدنی عقل نمیتواند جایگزین شراب عشق شود؛ چرا که نمیتوان با آب دریا یک مروارید را شکافتی.
هوش مصنوعی: در عشق، این دل غمزده فقط نشانهای از شکست نیست، بلکه آغاز راهی است که با وجود دشواریها و دردها، هنوز امید و زیباییهایی در آن نهفته است.
هوش مصنوعی: خماری و شوق عشق باید از شراب دیگری نشأت گیرد، زیرا آن لب زیبای خوشمزه که در جام غیر است، چندان یابیدنی نیست.
هوش مصنوعی: از بس که دوری تو قلب و روح مرا به درد و رنج انداخته، حالتی مانند توتیا (کهایی) به استخوانهایم پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: چشمان گریان تو مانند شمع در جمع ماست و هر قطره اشک تو همچون تیغی تیز، قلب مرا جریحهدار میکند.
هوش مصنوعی: غمی که به دل دارم، چنان شدید است که میتواند از رگ الماس هم بگذرد و مانند خون بریزد. این درد ناشی از نیش نگاه معشوق است که مرا به شدت آزرده کرده و در دلام جای گرفته است.
هوش مصنوعی: صائب، چه نعمتی است که هر بار که دلی میشکند، یار با زلفش به شیوهای دیگر آن را جبران میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن رخ نگر کزومه گردون سپر شکست
وان خط نگر که بر ورق عمر در شکست
سوگند خورده بود که عهد تو نشکنم
این بار خود بر غم دلم بیشتر شکست
کارم چو زلف خود همه در یکدگر فکند
[...]
دیدی چه زره بود که از تیغ در شکست
کرده گلو خراش دم اندر جگر شکست
تیر از خم کمان صدف سینه برگشاد
رمح از تف سنان ورق عمر در شکست
گرز نبرد حمله به سوی سپهر برد
[...]
رنگ رخت ز تاب تب ای سیمبر شکست
رنگ شکسته ات دل اهل نظر شکست
هنگامه ساخت مه شب از انجم ولی چو دید
هنگام صبح روی تو هنگامه برشکست
بستی به قصد فرقت من بر میان کمر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.