سر رشته امید ز رحمت گسسته نیست
تا لب گشاده است در توبه بسته نیست
گر محتسب شکست خم میفروش را
دست دعای باده پرستان شکسته نیست
نتوان مرا دگر به فسون رام خویش کرد
مرغ ز دام جسته من چشم بسته است
چون نوبت نگاه رسد خسته می شود
چشمت که در شکستن دل هیچ خسته نیست
بنمای یوسفی که درین قحط سال عشق
بر چهره اش غبار کسادی نشسته نیست
مویی دم ز فکر دهان و میان او
هر چند در تصور او هیچ بسته نیست
آنجا که برق غیرت عشق است نامه سوز
هر قاصدی که پی نکنی، پی خجسته نیست
صائب برو به کوی خرابات فرش شو
کانجا به غیر توبه کسی دلشکسته نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به امید و رحمت الهی اشاره میکند و بیان میکند که حتی در سختترین شرایط، امید به توبه و بهبودی از دلشکستگی وجود دارد. او به وضعیت عشق و روزگار قحط عشق اشاره میکند و تأکید میکند که حتی با وجود مشکلات، عشق واقعی و معشوق حقیقی هیچگاه محو نمیشود. همچنین، او از تلاش برای رام کردن خود به شیوههای فریبنده میگوید و به اهمیت صداقت و پیوند با عشق واقعی تأکید میکند. در نهایت، او دعوت میکند که به خرابات برود، جایی که احتمالاً عذرخواهیهای واقعی و دلهای شکسته در جوار یکدیگر قرار دارند.
هوش مصنوعی: امید به رحمت خداوند هرگز قطع نمیشود، تا زمانی که دلها برای توبه و ندامت باز باشد.
هوش مصنوعی: اگر محتسب (نگهبان شراب) دست می فروش را بگیرد، دعای کسانی که باده دوستان هستند کارساز نخواهد بود.
هوش مصنوعی: من دیگر فریب تو را نخواهم خورد، زیرا مانند پرندهای که از دام رهایی یافته است، دیگر نمیتوانی مرا به دام بیاندازی. چشمهای من بسته شدهاند و از تو تاثیر نمیپذیرم.
هوش مصنوعی: زمانی که نوبت به نگاه کردن میرسد، چشمانت خسته میشوند؛ اما در شکستن دل هیچگاه خستگی را حس نمیکنی.
هوش مصنوعی: به من معشوقی را نشان بده که در این سالهای خشک و بیمحبت، بر چهرهاش نشانههای ناراحتی و کسادی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در مورد فکر کردن به موضوعات مختلف، حتی اگر در ذهن آدمی هیچ چیز محدودیت یا بندی نداشته باشد، یک کلمه یا ایده میتواند به سادگی در ذهن به وجود بیاید و تأثیرگذار باشد.
هوش مصنوعی: در جایی که عشق به اوج خود میرسد و غیرت آن جلوهگر میشود، هیچ پیامی از قاصدانی که به این عشق توجه نکنند، خوشیمن و خوب نخواهد بود.
هوش مصنوعی: به کوی خراباتیان برو و آنجا فرش راه باش، زیرا در این مکان غیر از توبه، هیچ کس دل شکستهای ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نشنیدهای که زیر چناری کدوبنی
بررُست و بردمید برو بر، به روز بیست؟
پرسید از آن چنار که «تو چند سالهای؟»
گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»
خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز
[...]
می کوش در سخا که بهشتی صفت سخیست
بدخو مشو که خوی بد از طبع دوزخی است
نشنیدهای که زیر چناری کدو بنی
برجست و بر دوید برو بر به روز بیست
پرسید از چنار که تو چند روزهای
گفتا چنار عمر من افزونتر از دویست
گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم
[...]
گه شمس در اقامت و گاه بدر در مسیر
که برق در بستم و گاه ابر می گریست
اندر دهان دهر گه این رفت و آن بماند
و اندر زبان خلق گه این مرد و آن بزیست
این را حیات کوته و آنرا امل دراز
[...]
من کیستم که این غم تو با چو من کسی ست
طوفان آتشی چه به دنباله خسی ست
خود را ببین در آینه و انصاف ما بده
کز چون تویی جدا شدن اندازه کسی ست
گر زانکه باد هجر مرا برد همچو خس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.