تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
بر گوهر شهوار، صدف کام نهنگی است
در چشم تو گر خوش بود این سقف زراندود
در دیده سودازدگان دامن سنگی است
طوطی که ز شیرین سخنان است، ز وحشت
بر چهره آیینه ما پرده زنگی است
هر مسلک دیگر که کند عقل دلالت
جز دامن صحرای جنون کوچه تنگی است
از سنگدلانی که درین شهر و دیارند
هر کوچه به دیوانه ما شهر فرنگی است
هر حلقه چشمی که در او مردمیی نیست
در دیده صاحب نظران داغ پلنگی است
با گوشه نشینان به ادب باش که صوفی
چون پا نهد از چله برون، تیر خدنگی است
صحرای عدم ساده ازین پست و بلندست
در ملک وجودست اگر صلحی و جنگی است
حیرت زدگان بیخبر از منزل و راهند
در قافله ما نه شتابی نه درنگی است
هر چند که بر چشم تو شوخی است مسلم
پیش دل رم کرده ما آهوی لنگی است
این نغمه ز هر پرده کند جامه مبدل
در هر گلی این آب سبکروح به رنگی است
صائب گل آن است که هموار نگشتی
در راه سلوک تو اگر خاری و سنگی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به محدودیتهای وجودی و دلبستگیهای دنیوی میپردازد. او با توصیفاتی چون "خانه تنگی" و "دامن سنگی" به احساس کلافگی و دشواری در جدایی از جهان مادّی اشاره میکند. در عین حال، زیبایی و وسوسههای ظاهری را نیز به چالش میکشد و بر ناپایداری دنیا تأکید میکند. اشاره به دیوانگان و همنشینی با طبع لطیف و آزاداندیش در نهایت بر سرنوشت انسانها در جستجوی حقیقت تأکید دارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در این مسیر اگرچه خاری و سنگی وجود دارد، ولی اینها جزئی از سلوک و کمال روحی هستند.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان تضاد بین دنیای جسمی و معنوی میپردازد. شاعر اشاره میکند که بدنه فیزیکی و مادی انسان برای دل و روحی که به دنبال لذتها و زیباییهای عمیقتر است، کم است و فضای کافی را فراهم نمیکند. همچنین به تصویر پیچیدهای از صدف و مروارید میپردازد که نشاندهندهی تلاش برای دست یافتن به خواستهها و آروزی عمیقتر است. به طور کلی، شعر احساس ناامیدی و محدودیت را نسبت به زندگی مادی و جستجوی لذتهای واقعی و عمیقتر به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر در چشمان تو این سقف طلایی زیباست، برای کسانی که گرفتار حسرت هستند، آن فقط دامن سنگینی است.
هوش مصنوعی: طوطی که با سخنان دلنشینش ما را شاد میکند، بر اثر ترس و وحشت، چهرهای تیره و تار پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: هر راه و روش دیگری که عقل به سمت آن هدایت کند، جز آنکه به دامن بیابان جنون برود، محدود و تنگ است.
هوش مصنوعی: در این شهر و دیار، افرادی بیاحساس و سرددل وجود دارند، به طوری که هر کوچه و خیابان برای دیوانه ما مانند یک نمایشگاه بزرگ و عجیب است.
هوش مصنوعی: هر چشمی که در آن انسانی وجود ندارد، به نظر اهل نظر، نشانهای از نقص و کمبود است.
هوش مصنوعی: با افرادی که در کنار نشستهاند، با احترام و ادب رفتار کن؛ زیرا عارف وقتی از دوره عبادت و تزکیهاش خارج میشود، مانند تیر بلندی است که رها شده و به سرعت حرکت میکند.
هوش مصنوعی: بیابان عدم، با تمام فراز و نشیبهایش، در سرزمین وجود به چشم میخورد و اگر در این دنیا صلحی یا جنگی باشد، همان جاست.
هوش مصنوعی: افراد شگفتزده و ناآگاه از مقصد و مسیر، در گروه ما قرار دارند و ما نه عجلهای داریم و نه توقفی.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه شوخی و بازیگوشی چشمان تو مسلم و واضح به نظر میرسد، دل ما که در عشق تو گرفتار است، مانند آهویی است که زخمی و ناتوان شده است.
هوش مصنوعی: این melodie از هر جایی به شکلی متفاوت در میآید و مانند آب سبکی است که در هر گلی به رنگ جدیدی جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر سلوک و پیشرفت، با موانع و مشکلاتی همچون خاری و سنگی مواجه میشوی، همچنان باید تلاش کنی و به راهت ادامه دهی؛ زیرا در این مسیر، زیبایی و شکوفایی واقعی به دست میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.