در وطن جوهر سخن خوارست
در نگین نام رو به دیوارست
در غریبی کند سخن شهرست
گل نمایان به طرف دستارست
نیست از جذب کهربا نومید
کاه هر چند زیر دیوارست
بر ندارد کسی که بار از دل
دیدنش بر دل جهان بارست
پاس رخسار گلعذاران را
عرق شرم، چشم بیدارست
بیکسان را غمی نمی باشد
غم عالم به قدر غمخوارست
دل عاشق کجا و کعبه و دیر؟
کودک شوخ، خانه بیزارست
هر بلندی که آخرش پستی است
پیش صاحب بصیرتان دارست
مور تلخی نمی کشد صائب
خاک بر قانعان شکرزارست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تفکرات و احساسات عمیق خود درباره وطن و دوری از آن میپردازد. او در توصیف معانی و عواطفی که در وطنش و میان غریبان وجود دارد، به تضادها و زیباییها اشاره میکند. همچنین، از عشق و غمها میگوید و احساس دل شکستگی عاشق را در مقابل مکانهای مقدس به تصویر میکشد. شاعر به تضاد میان بلندی و پستی نیز اشاره کرده و در نهایت، از تنهایی قانعان و تلخی زندگی آنان در مقایسه با افراد بلند نظر صحبت میکند.
هوش مصنوعی: در سرزمین خود، ارزش کلام کمرمق است، اما نام بزرگ در جایی که باید نمایش داده شود، به زیبایی درخشیده است.
هوش مصنوعی: در دوران بیخبری، کسی از گلها و زیباییهای شهر صحبت میکند، که مانند گلی آراسته به سر و دست است.
هوش مصنوعی: امید به جذب کهربا هرگز ناامید کننده نیست، حتی اگر کاه در زیر دیوار قرار داشته باشد.
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند سنگینی درد دل را تحمل کند، در حالی که دنیای احساسات و مشکلات بر دوش او سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: عرق شرم بر چهره گلها نشسته و چشم بیدار همهچیز را میبیند.
هوش مصنوعی: کسی که در دنیا مانند دیگران نیست، غم و اندوهی ندارد؛ چرا که غم جهان به اندازهی دلسوزان آن است.
هوش مصنوعی: دل عاشق از مکانهای مقدس و نیکو دور است. همچنان که کودکانی که به شوخی و بازی مشغولند، از جاهایی که به خاطر بزرگترها ارزشمند هستند، دوری میکنند.
هوش مصنوعی: هر بلند پروازی که در انتها به سقوط یا شکست میانجامد، برای کسانی که بینش و آگاهی دارند، قابل قبول نیست.
هوش مصنوعی: مور زمانه را تحمل نمیکند، زیرا افراد راضی و قانع، زندگی شیرینی دارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوبهاری عروس کردارست
سرو بالا و لاله رخسارست
باغ پر پیکران کشمیرست
راغ پر لعبتان فرخارست
کسوت این ز دیبه روم است
[...]
آن کسی بد کند که بدکارست
از تو نیکی همه سزاوارست
حسن را از وفا چه آزارست
که همه ساله با جفا یارست
خود وفا را وجود نیست پدید
وین که در عادتست گفتارست
از برون جهان وفا هم نیست
[...]
گو گلاب از گل و گل از خارست
نوش در مهره مهره در مارست
آنچه بنوشتم ارچه بسیارست
درمی از هزار دینارست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.