نه هر تن لایق تشریف شاهی است
شهادت آل تمغای الهی است
سر آزاده تاج زرنگارست
دل آسوده تخت پادشاهی است
بود آزادگی در ترک دنیا
در اینجا فلس ماهی دام ماهی است
سواد فقر را در دیده جاده
که جای آب حیوان در سیاهی است
به هر محفل که دمسردی در او هست
دل روشن چراغ صبحگاهی است
برون آرد نکویان را خط از شرم
خط مشکین برات خوش نگاهی است
گناهی را که در دیوان رحمت
نمی بخشند صائب بیگناهی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مفهوم آزادهگی و ارزشهای والای انسانی میپردازد. او بیان میکند که نه هر کسی شایسته مقام و ثروت است، بلکه اصل آزادی در رها کردن دنیای مادی نهفته است. از نظر او، در مهمانیها و محافل، وجود افراد نیکو سرشار از روشنایی و امید است. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که در دیوان الهی، برخی گناهان نادیده گرفته نمیشوند و انسان بیگناه در نهایت محق است. در نهایت، او اصرار دارد که خوبیها و زیباییها همیشه در بین انسانها درخشنده باقی میمانند.
هوش مصنوعی: هر انسانی شایسته مقام و جایگاه پادشاهی نیست؛ تنها شهادت و قربانی شدن در راه حق و نشاندادن ایمان، میتواند ارزش و عظمت الهی را به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: سر آزاد و رها مانند تاجی زیبا و زرق و برق دار است، در حالی که دل آرام و راحت مانند تختی برای پادشاهی است.
هوش مصنوعی: آزادی و رهایی در بیتفاوتی نسبت به دنیا وجود دارد، زیرا در اینجا، فلس ماهی به دام دیگر ماهیها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در این جمله، به معنای مشاهده کردن فقر و تنگدستی در جایی اشاره شده که انتظار میرود در آنجا زندگی و حیات وجود داشته باشد، اما به جای آن تنها تاریکی و ناامیدی دیده میشود. این بیان تأکید دارد بر از دست رفتن امید و وجود درد و رنج در زندگی.
هوش مصنوعی: هر جایی که دوستی در آن حضور دارد، دل مثل چراغ صبح روشن و امیدبخش است.
هوش مصنوعی: نیکوکاران با خط زیبا و دلنشین خود، از شرم، نوشتههایی را به بیرون میآورند که نشاندهنده نگاه خوش و مثبت آنهاست.
هوش مصنوعی: هر گناهی که خداوند در روز قیامت نمیبخشد، نشاندهنده بیگناهی صائب است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که روی او یقین فر الهی است
ورا در کل کمال پادشاهی است
رخش آیینه آیین شاهی است
ز سر تا پا همه فر الهی است
بخوانش خوش که اسرار الهی است
معانی بیان پادشاهی است
چو صاحب دیده از نور الهی است
خداوند سفیدی و سیاهی است
نه اخراج تو عزل از پادشاهی است
درین سری ز اسرار الهی است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.