تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟
چون گل از شبنم بزن بر چهره خود آب، صبح
شیر مست فیض شو از جوی شیر روشنش
تا نگشته است از شفق چون دامن قصاب صبح
در وصال از عاشق صادق نمی داند اثر
چون شکر در شیر، گردد محو در مهتاب صبح
گر نداری زنده شب را از گرانخوابی چو شمع
سبحه گردان شو ز اشک گرم در محراب صبح


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دغدغههای عاشقانه و معنوی اشاره میکند و از خواب و غفلت انسان سخن میگوید. او از معشوق میخواهد تا به جای غفلت، با طراوت و زیبایی صبح بیدار شود و از فیض و نعمتهای زندگی بهرهمند گردد. همچنین، شاعر اشاره میکند که عشق و وصال واقعی در دل عاشق صادق میتواند تجلی یابد و به زیبایی شب و صبح تأکید میکند. در پایان، توصیه میکند که حتی اگر در خواب غفلت هستی، باید با اشک و ناله به بیداری روی آورد.
هوش مصنوعی: تا کی همچنان در خواب و بیخبری خواهی ماند؟ با آغاز روز و تابش نور آفتاب، باید مثل گل، خواب را ترک کرده و خود را تازه کنی.
هوش مصنوعی: اے شیر مست، از جوی شیر روشن بنوش و لذت ببر، زیرا هنوز صبح نیامده و آسمان رنگ روشن صبحگاهی را به خود نگرفته است.
هوش مصنوعی: در نزدیکی محبوب، عاشق واقعی تأثیری از خود نشان نمیدهد، چونکه شکر در شیر حل میشود و در نور مهتاب صبح ناپدید میگردد.
هوش مصنوعی: اگر در شب بیدار نمیمانی و خواب سنگین تو را میگیرد، مانند شمعی باش که در محراب صبح با اشکهای گرم خود ذکر میگوید و دعا میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.