بهر گندم از بهشت آدم اگر بیرون فتاد
دیده ما در بهشت از روی گندم گون فتاد
خون زسیما می چکد شمشیر زهرآلود را
الحذر از چهره سبزی که ته گلگون فتاد
از سرشک تلخ نقل و باده اش آماده شد
دیده هر کس بر آن لعل لب میگون فتاد
خجلت روی زمین زان ساق سیمین می کشد
جلوه طاوس در ظاهر اگر موزون فتاد
در لباس شاخ گل گردد قیامت جلوه گر
کشته ای کز دست و تیغ او به خاک و خون فتاد
کرد دودش روزن چشم غزالان را سیاه
آتشی کز روی لیلی در دل مجنون فتاد
می کند سرگشته چون پرگار اهل دید را
نقطه خالی که از کلک قضا موزون فتاد
برنخیزد لاله بی داغ نمکسود از زمین
شورشی کز عشق مجنون در دل هامون فتاد
گرد کلفت از دل فرهاد جوی شیر شست
در میان عشقبازان نان من در خون فتاد
روی او روزی که صائب از نقاب آمد برون
آفتاب و ماه از طاق دل گردون فتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره زیبایی و جذابیت ویژگیهایی است که از عشق و دلبر ناشی میشود. شاعر از تصاویری مانند بهشت، خون، و گل برای بیان جذابیت و عواطف عاشقانه استفاده میکند. احساساتی چون شوق، درد و خجلت در عشق را به تصویر میکشد و به تأثیرات آن بر محیط اطراف اشاره میکند. در نهایت، نشان میدهد که عشق مانند آتش و شورش در دلها شعلهور است و هیچ چیز نمیتواند از اثر آن بگریزد.
هوش مصنوعی: برای برداشت گندم از بهشت آدم، اگر چشمان ما به دیدن آن گندم روشن شدند، بهشت را از زیبایی رنگ گندم نظاره کرد.
هوش مصنوعی: خون از چهره زیبا میچکد و شمشیر زهرآلود خطرناک است. باید از چهره سبز و گلگون که در زمین افتاده احتیاط کرد.
هوش مصنوعی: اشکهای تلخ به خاطر محبت و غم، تبدیل به داستانها و بادهای دلنشین شدهاند. چشمان هر بینندهای به آن لبهای زیبا و خوشرنگ جلب میشود.
هوش مصنوعی: زمین از زیبایی ساق سیمین او شرمسار است، چون طاووس درخشان میرقصد و اگر موزون و هماهنگ باشد.
هوش مصنوعی: در لباسی از شاخ گل، قیامت به نمایش درمیآید، آنچنان که کشتهای به خاطر دست و تیغ اوبه خاک و خون افتاده است.
هوش مصنوعی: دود آتش دل مجنون، چشمان غزالان را تیره و سیاه کرد، آتشی که به خاطر زیبایی لیلی در دل او زبانه کشید.
هوش مصنوعی: چون شخصی که حیران و سرگردان است، اهل مشاهده و بصیرت، نقطهی خالی از حوادث و تقدیر را میبیند که به طور موزون و حساب شده به او رسیده است.
هوش مصنوعی: لالهای که بدون درد و رنج ظاهر شود، برنمیخيزد. شورشی که از عشق مجنون در دل هامون نشأت میگیرد، از زمین برمیآید.
هوش مصنوعی: غبار سنگین از دل فرهاد برمیخیزد، در میان عاشقان، نان من در خونم افتاده.
هوش مصنوعی: در روزی که صائب از پشت پرده بیرون آمد، مانند آن است که خورشید و ماه از آسمان سقوط کردند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.