عیبجو چندان که عیب از ما به در میآورد
غیرت ما زور بر کسب هنر میآورد
یک دل آگاه گمراهان عالم را بس است
کاروانی را به منزل راهبر میآورد
لطف عام او عجب دارم نصیب من شود
با چنین بختی که از دریا خبر میآورد
شد برومند از سر منصور چوب خشک دار
در چه موسم نخل ما یارب ثمر میآورد؟
میبرد چندان که از هوشم دو چشمِ مست او
موکشانم باز آن موی کمر میآورد
سیرچشمان را غرض از جمع دنیا ترک اوست
سکته بهر پشت کردن رو به زر میآورد
هرکه چون غواص میسازد نفس در دل گره
صائب از دریا برون عقد گهر میآورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معانی و مفاهیم مختلفی اشاره میکند. او از عیبجویی دیگران سخن میگوید و بر نقش غیرت در هنرآفرینی تأکید میکند. با ذکر اینکه یک شخص آگاه برای هدایت دیگران کفایت میکند، اهمیت دانش افراد با بصیرت را مطرح میکند. شاعر همچنین به لطف عامه و نصیب خود از آن اشاره میکند و از امید به برکت درخت نخل سخن میگوید. در نهایت، او به تأثیر عشق و زیبایی در زندگی و نیز نشان از تلاش برای رسیدن به معانی عمیق و گوهری که از دریا پیدا میشود، میپردازد.
هوش مصنوعی: هر چه عیبجو تلاش کند تا عیبهای ما را نمایان کند، غیرت و غیرت ما باعث میشود که بیشتر بر روی یادگیری و کسب مهارتها تمرکز کنیم.
هوش مصنوعی: یک دل باهوش میتواند مسیر گمراهان را هدایت کند و مثل راهنمایی عمل کند که کاروانی را به مقصد میرساند.
هوش مصنوعی: من از اینکه با چنین شانس و بختی، لطف و رحمت او به من برسد، شگفتزدهام، در حالی که دریای عظیم نیز به من خبر میآورد.
هوش مصنوعی: نخل ما کی میوه میدهد؟ در حالی که چوب دار از سر منصور بهراستی بزرگ و قوی شده است.
هوش مصنوعی: چهرهی دلربای او به قدری من را مجذوب کرده که دیگر نمیتوانم به خاطر آن غمها و دردهای خود بیندیشم؛ او با یک حرکت از موهای کمرش همهی مشکلات را از یادم میبرد.
هوش مصنوعی: چشمهای ما برای دیدن زیباییهای دنیا به دنبال مادیات نیستند، بلکه هدف از این جستجو، رهایی از وابستههای دنیوی و توجه به معانی عمیقتر زندگی است.
هوش مصنوعی: هرکس که مانند غواصی با دقت و مهارت به جستجوی درون خود میپردازد، میتواند از عمق وجودش ارزشهای گرانبهایی را به دست آورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زین دم عیسی که هر ساعت سحر میآورد
عالمی بر خفته سر از خاک بر میآورد
هر زمان ابر از هوا نزلی دگر میافکند
هر نفس باغ از صبا زیبی دگر میآورد
ابر تر دامن برای خشک مغزان چمن
[...]
شمع گلبن هر قدر برگی که برمی آورد
از پی پروانه خود بال و پر می آورد
ناله بلبل ز بس در مغز گل جا کرده است
گر کسی گل را ببوید دردسر می آورد
سرو یک یک راز گلشن را بگوش ابر گفت
[...]
عیبجو چندان که عیب از ما به در میآورد
غیرت ما زور بر کسب هنر میآورد
گر گهر در آتش افتد، به که از قیمت فتد
یوسف ما در چه کنعان به سر میآورد
دست کوته دار از طول امل کاین شاخسار
[...]
نخل امیدت به بار آه سحر میآورد
کشت طاعت را به حاصل چشم تر میآورد
آنچه برد از کیسه سائل خوبتر میآورد
ابر آب از بحر میگیرد گهر میآورد
کام شیرین خواهی، آبی بر لب خشکی بزن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.