محو جانان خویش را جانان تصور می کند
قطره خود را بحر بی پایان تصور می کند
هر که در سرگشتگی ثابت قدم گردیده است
کوه را ابر سبک جولان تصور می کند
سرو سیمین ترا دیده است هر کس در لباس
جان بی تن را تن بی جان تصور می کند
باده جان بخش را مخمور در دلهای شب
در سیاهی چشمه حیوان تصور می کند
هر که آتش زیر پا دارد درین وادی چو برق
خار و خس را سنبل و ریحان تصور می کند
حیرت دیدار روی هر که را با خود کند
عالمی را همچو خود حیران تصور می کند
بس که در خون جگر غلطیده ام، نظارگی
هر سر موی مرا مژگان تصور می کند
در تماشای تو از بس کرده ام قالب تهی
هر که می بیند مرا بی جان تصور می کند
هر که چون صائب دلش گوهرشناس وقت شد
دم زدن را عمر جاویدان تصور می کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عواطف و تأثیرات عمیق عشق و زیبایی میپردازد و میگوید که چگونه انسانها در حالتی از عشق و سرگشتگی، چیزهای عادی و محقر را به اشکالی زیبا و والا تصور میکنند. مخاطبان عشق او، هر یک چیزی را از آن خود میبینند و به این ترتیب، دنیای اطرافشان دگرگونه میشود. همچنین، شاعر خود را در حالتی از شیدایی و حیرت توصیف میکند که دیگران او را در وضعیتی عجیبی مینگرند، بهطوریکه بیجان و بیتن به نظر میرسد. در نهایت، او به مفهوم جاودانگی عشق و دلسپردگی به آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: عاشق در حالتی است که معشوق را آنچنان محبوب و بزرگ میبیند که وجود خود را به عنوان بخشی از او تصور میکند. او چنان غرق در عشق و احساسات است که خود را مانند یک قطره دریا، عظیم و نامتناهی میپندارد. این احساسات او را به جایی میبرد که حتی کوچکترین وجودش هم با تمام وسعت دریا برابر میشود.
هوش مصنوعی: کسی که در شرایط سخت و سرگردانی است و از خود ثبات و استقامت نشان میدهد، میتواند به راحتی و بدون ترس با دشواریها مواجه شود و آنها را سادهتر از آنچه که هستند تصور کند.
هوش مصنوعی: هرکسی که تو را ببیند، با زیبایی و ظرافتی که داری، تصور میکند که تو تنها یک جسم نیستی، بلکه روحی زنده و پر از حس و عاطفهای در این بدن به تصویر کشیده شدهای.
هوش مصنوعی: در دل شب، در تاریکی و سکوت، کسی که از نوشیدنی جانافزا میخورد، به نوعی در دل خود احساسات و خیالهای قوی و زندهای را تجربه میکند که شبیه به دنیای حیوانات و غرایزشان است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دل خود انرژی و شور و شوق دارد، در این دنیا مانند یک شخصی است که در کمترین چیزها زیبایی و نیکی میبیند و آنها را به چشم خود گل و گیاه تصور میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که زیبایی و چهرهای را ببیند، دچار حیرت میشود و این حیرت باعث میشود که فکر کند تمام عالم نیز مانند خودش این زیبایی را مشاهده کرده و در شگفتی فرو رفتهاند.
هوش مصنوعی: چون به خاطر دردها و رنجهایم به شدت غمگین و خستهام، حتی نظارهگر هر تار موی من، اشکهای فروخوردهام را به صورت مژگانی تصور میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر تماشای تو، آنقدر از خودم خالی شدهام که هر کسی مرا میبیند، فکر میکند که بیجان و مردهام.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند صائب، درک عمیقی از ارزش زمان و لحظات زندگی پیدا کند، بر این باور میرسد که سخن گفتن و ابراز احساسات در این لحظات، به نوعی میتواند او را به زندگی جاودان برساند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اشتیاقم جام می را جان تصور می کند
هر خمی را چشمهٔ حیوان تصور می کند
در غم عشق آنکه دندان بر جگر افشرده است
خون دل را نعمت الوان تصور می کند
آنکه باشد مستی اش از ساغر سرجوش غم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.