ساغر پر می علاج جان محزون میکند
گرد پاک از چهره سیلاب جیحون میکند
دفتر آداب را در بزم می شیرازه نیست
دختر رز حرف در کار فلاطون میکند
کوه تمکین خم از جوش شراب آسوده است
دل عبث شرح ملال خود به گردون میکند
هرکجا آتش شود از دامن هامون بلند
دیده لیلی خیال داغ مجنون میکند
شعله نتواند لباس رنگ را تغییر داد
روی ما را کی می گلرنگ گلگون میکند؟
از غبار خط مشو ایمن که چون برگشت نقش
خاتم از دست سلیمان مور بیرون میکند
بنده میسازد دل آزادهای را بیگناه
بینیازی را به احسان هرکه ممنون میکند
عشق میسازد هوس را سینه پرشور من
جغد را ویرانهام صائب همایون میکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف حالات عاشقانه و سوز و نثار دل میپردازد. او میگوید که می و ساغر میتوانند دردهای روحی را تسکین دهند و این حال خوش در بزم خوش را رقم میزند. در ادامه به تمایز میان آداب و احوال انسانی اشاره میکند و عشق را عامل تغییر و تحول در وجود فرد معرفی میکند. شاعر از عواطف و احساسات عاشقانهاش صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه این عشق میتواند زندگی فرد را معنا بخشد و او را از ملال رها کند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق و زیباییهای آن، از سلیمانی که در دلها جای دارد، به زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: جام پر از شراب، درد جان دلشکسته را درمان میکند و گرد و غبار از صورت، مانند سیلابی که از جیحون میگذرد، میزداید.
هوش مصنوعی: در محفل خوشی و شادی، قواعد و آداب اجتماعی به هم ریخته و نامنظم است. دختر زیبایی مانند گل، درباره مسائلی عمیق و فلسفی مثل اندیشههای فیلسوفی بزرگ به گپ و گفت میپردازد.
هوش مصنوعی: کوه به خاطر شدت شوق و هیجان ناشی از شراب، سر خود را خم کرده است و دل فردی بیفایده در حال بیان غم و اندوهش به آسمان است.
هوش مصنوعی: هر جا که آتش افروخته شود، دامن هامون بلند میشود و به خیال لیلی، داغ عشق مجنون را تداعی میکند.
هوش مصنوعی: شعله آتش نمیتواند رنگ لباس را عوض کند، پس چگونه ممکن است که روی ما را مانند گلهای رنگارنگ زیبا کند؟
هوش مصنوعی: از غبار و گرد و غباری که دور و بر توست، احساس امنیت نکن، زیرا زمانی میرسد که سرنوشت و قدرتی که در دستان کسی است، میتواند همه چیز را تغییر دهد و حتی موجودات کوچک را از سر راه بردارد.
هوش مصنوعی: انسانی بیگناه و آزاد را میسازد که نیازی به کمک ندارد و هر کس که از او قدردانی کند، به او لطف مینماید.
هوش مصنوعی: عشق باعث شکلگیری آرزوها و اشتیاق در دل من میشود؛ همانطور که پرندهای به نام جغد، در دل ویرانیها، به من انگیزه و زیبایی میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عقل را سودای گیسوی تو مجنون میکند
فکر آن زنجیر پر سودا عجب چون میکند
هست ابروی تو آن حرفی که نامش را اله
در کلام کبریا قبل از «قلم» «نون» میکند
صورت روی تو بر هر دل که میآید فرو
[...]
ناقه لیلی که سر در کوه و هامون میکند
در بن هر خار جستجوی مجنون میکند
گوش بر افسانه من خلق را دفع ملال
این حکایتها که من دارم جگر خون میکند
زندهام من از غم دل پس دلی کو بیغم است
[...]
گر چنین نشو و نما آن نخل موزون میکند
سرو را بار خجالت بید مجنون میکند
قرب و بعدی در میان عاشق و معشوق نیست
قطره سیر بحر در دامان هامون میکند
چارهای گر هست درد عشق را، بیچارگی است
[...]
مار زلفش را نمی دانم چه افسون می کند
مشک را در نافهٔ آهوی چین خون می کند
بسکه با خاک گلستان است استعداد فیض
سرو را یک مصرع برجسته موزون می کند
ناتوانی باز چون شمعم چه افسون میکند
میپرد رنگ و مرا از بزم بیرون میکند
بیش از آن کان پنجهٔ بیباک بربندد نگار
سایهٔ برگ حنا بر من شبیخون میکند
خلق ناقص این کمالاتی که میچیند به هم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.