چون رخ از می بر فروزی آب گلشن می رود
چون شوی سرگرم، تاب نخل ایمن می رود
دانه تا در خاک پنهان است رزق برق نیست
سر به دنبالش گذارد چون به خرمن می رود
نیست آسان غم برون بردن ز دل احباب را
بر سر خاری چه خون از چشم سوزن می رود
رنگ رخسار چمن در فکر بال افشاندن است
آب ده چشمی که فصل سیر گلشن می رود
یک طرف با خاکسار خویش افتادن چرا؟
پرتو مه تنگ در آغوش روزن می رود
ماه می خواهد که گردد چهره با رخسار او
کرم شب تابی به جنگ شمع ایمن می رود
حال صائب دور ازان مژگان چه می پرسی که چیست
با دل مجروح بر مژگان سوزن می رود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در دنیای زیبایی و دلتنگی میپردازد. او به کنکاش در رابطه میان عشق، غم، و طبیعت میپردازد و نشان میدهد که زیباییها و ناامیدیها چه تأثیری بر روح انسان دارند. در این مسیر، از تصویرهای متنوعی مانند گلشن، نخل، و چمن برای بیان احساساتش استفاده میکند. غزل به کاوش در درد جدایی و آرزوی وصال نیز اشاره دارد و به نوعی حسرت و longing را بیان میکند. به طور کلی، غزل ترکیبی از زیبایی و اندوه عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات را از شراب بیرون میآوری، بوی گلستان به مشام میرسد. وقتی مشغول شوی، تاب و نشاط نخل در امان میماند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دانه در خاک پنهان است، روزی به آن نمیرسد و کسی به دنبال آن نمیرود، اما وقتی محصول برداشت میشود، همه به سراغ آن میآیند.
هوش مصنوعی: خارج کردن غم از دل بسیار دشوار است، و همواره اینگونه است که حتی کوچکترین زخم نیز میتواند باعث اشکریزش شود.
هوش مصنوعی: چهرهی چمن به رنگی میزند که به فکر پرواز بالهاست و همچنان چشمی را به خود جلب میکند که فصل سرسبز باغ به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: چرا باید به خاکسار خود بیفتیم؟ نور ماه به سختی از روزنهای به داخل میآید.
هوش مصنوعی: ماه آرزو دارد که چهرهاش با زیبایی او درخشان شود، در حالی که کرم شبتاب آسیبپذیر به جنگ شمع میرود.
هوش مصنوعی: از حال صائب دور از آن مژگان چه میپرسی؟ دل مجروح او به مژگانش سوزن میزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیست جان رفتن که نور از چشم روشن میرود
این بود کان نور چشم از دیده من میرود
دست من گیرید یا دامان او کز رفتنش
پایم از جا، صبرم از دل، جانم از تن میرود
همچو برق از دیده رفت آن شوخ خرمنسوز من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.