گلشن حسن از بهار عشق خرم میشود
اشک بلبل رنگ چون گرداند شبنم میشود
پیش پا دیدن بلا گردان سنگ تفرقه است
ایمن است از سنگ طفلان شاخ چون خم میشود
دشمن خود را به کام خویش دیدن مشکل است
میشوم من منفعل چون خصم ملزم میشود
سینهای چون صبح میخواهد قبول داغ عشق
دیو پندارد سلیمانی به خاتم میشود
بس که پیکان ترا در جان و دل دزدیدهایم
در رگ ما سختجانان نیشتر خم میشود
سازگار طبع انسان نیست عیش و بیغمی
میرود بیرون ز جنت هرکه آدم میشود
نیست صائب آفت باران بیجا کم ز برق
مزرع ما خشک ازین اشک دمادم میشود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای عشق و پیچیدگیهای آن میپردازد. او عشق را بهار زیبایی و بلبل را به اشکهایش تشبیه میکند که از درد جدایی ناشی میشود. تفکر دربارهٔ دشمنی و نزاع را مطرح میکند و میگوید که انسان به سختی میتواند با دشمن خود کنار بیاید. او همچنین به داغ عشق و سختیهای پذیرش آن اشاره میکند و میگوید که بیغم بودن در طبیعت انسان نمیگنجد. در پایان، شاعر با تأکید بر تأثیر ناگوار باران بیجا بر زندگی و کشتزارها، بر تأثیر احساسات و مصائب اشاره میکند.
هوش مصنوعی: باغی که پر از زیبایی و عشق است، در فصل بهار به سرزندگی و شادابی میرسد. اشکهای بلبل، که به رنگ عشق است، همچون شبنم، باغ را تازه و زیبا میکند.
هوش مصنوعی: اگر در برابر مشکلات و چالشها بیتوجهی کنیم و آنها را کوچک بشماریم، ممکن است دچار افت و شکست شویم. اما اگر با دقت و حوصله به آنها توجه کنیم و به زمانی که لازم است، بپردازیم، از خطرات و دشواریها محافظت میشویم. در حقیقت، این اشاره به اهمیت احتیاط و آگاهی در مواجهه با چالشها دارد.
هوش مصنوعی: دیدن اینکه دشمن خود را به هدفی که میخواهیم برسانیم، کار دشواری است. در این لحظه، من تحت تأثیر قرار میگیرم، زیرا دشمن مجبور به عمل کردن بر اساس شرایط میشود.
هوش مصنوعی: دلهایی که مانند صبح روشن و خالص هستند، باید آماده تحمل درد و رنج عشق باشند. در این عشق، انسانی میتواند به مقام و قدرتی چون سلیمان برسد، به شرطی که بر تلخیها و سختیها فائق آید.
هوش مصنوعی: ما آنقدر به تیرهای عشق تو در جان و دل خود آغشتهایم که حضور تو در وجود ما، به طرز عجیبی احساس میشود و حتی در رگهای ما مانند نیشتر عمل میکند.
هوش مصنوعی: طبع انسانی به گونهای نیست که بتواند همیشه در خوشی و بیغم باشد. هر کسی که به انسانیت و دانایی برسد، از بهشت دور میشود و با مشکلات زندگی روبهرو میشود.
هوش مصنوعی: صائب میگوید که باران نامناسب و بیجا به اندازهٔ رعد و برق برای زمین آسیبزننده است. مزرعهٔ ما از این اشکهای مداوم (و شاید بیفایده) خشک میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زخمهای شانه از زلفت فراهم میشود
بخت اگر یاری نماید مشک مرهم میشود
عیش اگر هم رو دهد بیتلخی اندوه نیست
همچو نوروزی که واقع در محرم میشود
قتل ما هرگاه باشد میتوان، تعجیل چیست
[...]
میشود عارف خجل نادان چو ملزم میشود
میکشد ناموس عالم هرکه آدم میشود
کیمیای تازهرویی در بغل داریم ما
خار در پیراهن ما سبز و خرم میشود
نیست از زخم زبان پروا اسیران ترا
[...]
سنبل از تاب خم موی تو، درهم میشود
غنچه از شرم گل روی تو، شبنم میشود
گشت داغم دلنشینتر، در هوای نو بهار
ز آنکه بهتر مهر گیرد، صفحه، چون نم میشود
لطف میگردد به ما، تا میرسد بیداد تو
[...]
آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود
برگ گل سنگ ته دندان شبنم می شود
هر کرا در عین اقبال است چشمی بر زمین
چون مه و خورشید چشم اهل عالم می شود
در ریاض بندگی رعناتر از شاخ گلی است
[...]
جوهر تمکین مرد از لاف برهم میشود
ما و من چون بیش میگردد حیاکم میشود
نیست آسان ربط قیل وقال ناموزون خلق
سکته میخواند نفس تا لب فراهم میشود
رفت ایامیکه تقلید انفعال خلق بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.