دل ز پهلوی جنون داد فراغت می دهد
عالمی را مایه از سنگ ملامت می دهد
گر نهالی را دهم از چشمه آیینه آب
از سیه بختی همان بار کدورت می دهد
غنچه شو گر از هجوم عشقبازان درهمی
خنده گل بلبلان را بال جرأت می دهد
حسن می خواهی نگاه گرم را معزول کن
باغبان اهل، گلشن را به غارت می دهد
صائب از دست تهی تا کی شکایت می کنی؟
تنگدستی را فلک در خورد همت می دهد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ احساس تنهایی و بیکسی است که شاعر از آن رنج میبرد. او در مییابد که حتی اگر به کسی کمک کند یا عشق را تجربه کند، ممکن است با ناکامی و تلخی مواجه شود. به نوعی دیگر، شاعر به این نکته اشاره میکند که ابراز عشق و زیبایی در زندگی میتواند به عواقب ناخوشایند منجر شود. در نهایت، او تسلیم وضعیت خود نمیشود و به دنبال راهی برای خروج از این سرخوردگی و تنگدستی است.
هوش مصنوعی: دل از شدت جنون احساس آرامش و آسودگی میکند، در حالی که این احساس میتواند برای دیگران دردسرساز باشد و باعث سرزنش و بیرحمی شود.
هوش مصنوعی: اگر نهالی را از چشمه آبی بنشانم، اما به خاطر بدشانسی همان نهال به جای رشد، بار کدورت و ناامیدی را میآورد.
هوش مصنوعی: اگر به عشق و زیبایی بپردازی و به آرامش روحی برسی، این سبب دلگرمی و شجاعت دیگران نیز خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیبایی و جذابیت را به دست آوری، باید انعطاف و محبت را کنار بگذاری، زیرا کسی که در باغ عشق است، میتواند زیباییها را از آن خود کند.
هوش مصنوعی: صائب، تا کی میخواهی از وضعیت سخت و نداری خود شکایت کنی؟ بدان که تقدیر و سرنوشت هم به تنگدستیات ادامه میدهد و بر اساس قدرت و ارادهات به تو میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تازگی داغ دلم را آه حسرت می دهد
خنده ی برق این گلستان را طراوات می دهد
آستین را مشرق صبح قیامت کرده ام
تا به دستم ساغر آن خورشید طلعت می دهد
می زند آب گهر موج از غبار خاطرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.