ز دامان ترم ریگ روان سیراب میگردد
نمک در دیده من پردههای خواب میگردد
چه کفر نعمت از من در وجود آمد نمیدانم
که در پیمانهٔ من خون شراب ناب میگردد
چنان از نالهٔ من بیستون را دل به درد آمد
که از پهلو به پهلو چون دل بیتاب میگردد
ز اقبال بلند من سکندر داغها دارد
که آب خضر در پیمانهام خوناب میگردد
رخش از قبله برگردد، به خود هرکس که روی آرد
کند هرکس ز خود قالب تهی محراب میگردد
به هر منزل که آن خورشید تابان پرتو اندازد
به چشم روزن غمخانه من آب میگردد
ز حسن بحر یکتایی نظر بازی خبر دارد
که بر گرد سر هر قطره چون گرداب میگردد
مکن خشک ای سپهر بیمروت چشم مجنون را
کز این سرچشمه چندین کاروان سیراب میگردد
چه افتاده است چون پروانه بر آتش زنم خود را؟
که کار من تمام از پرتو مهتاب میگردد
غبارآلود امکان را صفا در بیخودی باشد
که دریا باعث آرامش سیلاب میگردد
مده دامان اکسیر قناعت را ز کف صائب
که خاکستر به قانع بستر سنجاب میگردد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق و تناقضهای زندگی میپردازد. او از تاثیرات روانی عشق و دلتنگی صحبت میکند که به مانند ابری تیره بر زندگیاش سایه افکنده است. نمادهای زیادی از جمله "رامش" و "ناله" بیانگر حالوهوای او هستند و نشان میدهند که چگونه غم و شادی در زندگی او به هم آمیختهاند. همچنین، شاعر به مسائلی مانند عدم قناعت و جستجوی آرامش در دنیای پرهیاهو اشاره میکند و در نهایت حسرتی عمیق را در دل خود متجلی میسازد. این شعر نمادی از جستجوی معنا و زیبایی در زندگیهای پراضطراب است.
هوش مصنوعی: از دامن مرطوب من، آب روان سیراب میشود و در چشمانم، نمک باعث میشود که پردههای خواب در هم بریزد.
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا به بیاحساسی نسبت به نعمتهایم دچار شدهام، در حالی که در زندگی من چیزهای ارزشمندی وجود دارد که به زیبایی و شادابی میافزایند و حتی به مشکلاتم رنگ و بویی دیگر میدهند.
هوش مصنوعی: از شدت نالههایم، دل بیستون به درد آمد؛ مثل دل بیتابی که در بین خواب و بیداری از یک پهلو به پهلوی دیگر میغلتد.
هوش مصنوعی: به خاطر خوش شانسی و مقام بلند من، اسکندر نیز آزارهایی متحمل شده است؛ چرا که با وجود نعمتهایی که دارم، درون قلبم درد و غمی وجود دارد که مانند آب خضر (نماد زندهمانی و ابدیت) در ظرف وجودم به عذاب بدل شده است.
هوش مصنوعی: اسب اگر از قبله فاصله بگیرد، هر کسی که به خود توجه کند، نهایتاً از خود بیخود میشود و در واقع به حالت عبادت درمیآید.
هوش مصنوعی: هر جا که نور آن خورشید تابان بتابد، دل gloomy من هم شاداب و سرزنده میشود.
هوش مصنوعی: زیبایی بینظیر هر قطره از دریا، در حقیقت بر این نکته تأکید دارد که مثل یک گرداب، زیبایی آن در اطرافش میچرخد و همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: ای آسمان بیرحم، چشم مجنون را خشک نکن! زیرا از این چشمه، کاروانهای زیادی سیراب میشوند.
هوش مصنوعی: چرا همچون پروانهای که به آتش نزدیک میشود، خود را بسوزانم؟ زیرا همهچیزِ من تحت تأثیر نور ماه قرار دارد.
هوش مصنوعی: در حالتی که خود را از دنیا جدا کنیم و به بیخودی برسیم، میتوانیم به آرامش واقعی دست یابیم. همانطور که دریا میتواند موجهای خروشان را آرام کند، این حالت هم به ما کمک میکند تا از آشفتگیها دور شویم.
هوش مصنوعی: دامان اکسیر قناعت را رها نکن، زیرا حتی خاکستر نیز در حالتی میتواند تبدیل به بستری برای سنجابها شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به چشمم تا خیال لعل آن قصاب میگردد
دمادم در اشک من به خون ناب میگردد
دمادم سجده میآرم من بیدل به هر ساعت
خیال طاق ابروی توام محراب میگردد
همیگردد خیال رویت اندر خانه چشمم
[...]
دل سنگ از شکست دانه من آب میگردد
ز عاجزنالی من آسیا گرداب میگردد
زبال افشانی پروانه میریزم ز یکدیگر
سرشک شمع در ویرانهام سیلاب میگردد
زلال جویبار تیغ او خاصیتی دارد
[...]
ز اشک گرم من آتش کباب میگردد
چه آتشی است که در دیده آب میگردد
نگاه نرگس مست که در کمین منست؟
که صبر در دل من اضطراب میگردد
خراب میکدة عشوهای شوم کانجا
[...]
اگر بیند بخوابم، نرگسش بیخواب میگردد
اگر با زلف گویم حال دل، بیتاب میگردد
فلک از ناله شبهای من بی تاب می گردد
زمین از بی قراری های من سیماب می گردد
اگر شیخ از ته دل در رکوع حق شود قایم
قد خم گشته او حلقه محراب می گردد
به زیر آسمان از تنگدستی خانه یی دارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.