از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد
که از چشم سخنگو صحبت من قال می گردد
زجوش لاله محضرهاست گرد تربت مجنون
نپنداری که خون عاشقان پامال می گردد
زسربازی توان سر حلقه دریادلان گشتن
نگون چون می شود این کاسه مالامال می گردد
زرشک زلف گستاخ تو در دل داغها دارم
که چون پرگار گرد مرکز آن خال می گردد
به دریای شراب افکن من لب تشنه را ساقی
که ساغر بر لب من آتشین تبخال می گردد
ز اکسیر محبت شد طلا خاک وجود من
سمندر در حریم شعله زرین بال می گردد
سبک شد دوش خاک از سیاه جسم ضعیف من
همان دشمن مرا چون سایه در دنبال می گردد
اگر صد کوه تمکین عقل بر زانوی خود بندد
سپند گرمی هنگامه اطفال می گردد
زپیچ و تاب ادبار سبک جولان مشو در هم
که آخر جوهر آیینه اقبال می گردد
در آن گلشن که من چون لاله داغ تشنگی دارم
زشبنم ساغر خورشید مالامال می گردد
زفضل حق نماند در گره کار کسی صائب
هر انگشتی زبان گردد، زبان چون لال می گردد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میگوید. او در خلوت معشوق احساساتی عمیق و درونی را تجربه میکند و به زیباییهای عشق و داغی که در دل دارد اشاره میکند. تصویرهای زندهای از عشق و محبت، مانند تربت مجنون و ساغر شراب، در شعر به چشم میخورد که نشاندهندهی ارتباط عمیق و تاسفهای عاشقانه است. همچنین، شاعر به وسعت احساسات و مشکلات زندگی اشاره میکند و از نیروهای عشق و محبت به عنوان عوامل تغییر دهنده در زندگی خود سخن میگوید. در نهایت، او به این حقیقت میرسد که فضل حق همیشه در گرهگشایی از کارها یار است.
هوش مصنوعی: وقتی در تنهایی معشوق به یاد من میافتد، حالتی در من ایجاد میشود که کلمات من از زبانم خارج میشوند و به صورت بیاختیار بیان میشوند.
هوش مصنوعی: از نشاط و شادابی لالههاست که در کنار قبر مجنون قرار دارد. نپندار که خون عاشقان زیر پا بر روی زمین خراب میشود.
هوش مصنوعی: اگر انسانی شجاع و دلیر مانند یک سرباز شود، چگونه ممکن است که به زوال و شکست دچار گردد، در حالی که همچون کاسهای پر از نعمت و فرصت است؟
هوش مصنوعی: من در دل خود خاطرات داغی از زلفهای زرشکی تو دارم که مانند یک پرگار دور آن خال میچرخد.
هوش مصنوعی: ساقی، من تشنهام و به دریاهای شراب نیاز دارم. زمانی که جام را به من میدهی، حس میکنم که لبهایم از آتش حرارت میگیرد.
هوش مصنوعی: محبت مانند اکسیر جادویی، وجود درخشان من را تبدیل به طلا کرده است و مانند آتشنشانی که در دل شعلههای سرخ پرواز میکند، در این فضای گرم و پرشور به پرواز در میآید.
هوش مصنوعی: دیشب بدن ضعیف من از زمین آزاد شد و حالا آن دشمن همیشگیام مانند سایه در دنبالم میچرخد.
هوش مصنوعی: اگر عقل به خود زانو بزند و تسلیم شود، در آن صورت آتش و هیجان کودکانه شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: از نشیب و فرازهای زندگی ناامید نشو و خودت را درگیر نکن، زیرا در نهایت کیفیت و ارزش واقعی تو آشکار خواهد شد.
هوش مصنوعی: در آن باغی که من مانند لاله به شدت عطش دارم، ساغر خورشید با شبنم پر میشود.
هوش مصنوعی: به لطف خدا، هیچ مشکلی برای کسی باقی نخواهد ماند. هر کس که زبانش را به کار گیرد، اگر به درستی سخن بگوید، میتواند به راحتی همه چیز را بیان کند، اما اگر نتواند صحبت کند، در دنیای خود لال خواهد ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.