چه دارد عالم فانی که استغنا توانم زد؟
چه در دست است دنیا را که پشت پا توانم زد؟
درین دریا که موجش نوح را بی دست و پا دارد
من بی دست و پا تا چند دست و پا توانم زد؟
به دست دیگران چون گل گریبان چاک می سازم
به این کوتاه دستی چون در دلها توانم زد؟
سر تسلیم نگذارم به خط جام چون سازم؟
به دریای نیفتادم که دست و پا توانم زد
زفیض خاکساری عالمی زیر نگین دارم
که بر چرخ بلند اقبال، استغنا توانم زد
به یک رطل گران ساقی سبکبارم کن از هستی
که جولانی به کام دل درین صحرا توانم زد
زلعل آبدارش دست و پا گم می کنم صائب
اگرچه دارم آن جرأت که بر دریا توانم زد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل دربارهٔ دنیا و زندگی میپردازد و نشان میدهد که دنیا پر از ناپایداری و فانی است. او احساس استغنا و بینیازی از مادیات را به عنوان یک حس عمیق در خود دارد و به قدرت تسلیمناپذیریاش اشاره میکند. با وجود اینکه به نظر میرسد در برابر سختیها و موانع ناتوان است، اما با اعتماد به نفس اعلام میکند که قادر است بر آنها غلبه کند. شاعر همچنین به جستجوی نیایش و تکیه بر معنویات پرداخته و از قدرت هنر و عشق به عنوان ابزاری برای رهایی و پرواز در زندگی استفاده میکند. او تأکید میکند که برای رسیدن به هدفش باید از وابستگیهای دنیوی رها شود و بر چالشها غلبه کند.
هوش مصنوعی: این دنیا و مادیات چه ارزشی دارند که من بتوانم به آنها بینیاز باشم؟ چه چیزی در این دنیا وجود دارد که بخواهم به آن پشت پا بزنم و از آن گذر کنم؟
هوش مصنوعی: در این دریا که موجهایش نوح را نیز به زانو درآورده، من بیدست و پا تا چه زمانی میتوانم تلاش کنم؟
هوش مصنوعی: من به کمک دیگران مانند گلی که بر اثر فشار چاک میخورد، دچار آسیب میشوم. اما با این وضعیت محدودیتها، چگونه میتوانم به عمق دلها نفوذ کنم؟
هوش مصنوعی: نمیتوانم به راحتی تسلیم شوم، زیرا در شرایطی قرار دارم که نمیتوانم راهی برای نجات پیدا کنم. در واقع، به دریا نیفتادهام که بتوانم شنا کنم و خودم را نجات دهم.
هوش مصنوعی: من از ویژگی تواضع و خاکساری خود، جهانی را در تصرف دارم که بر قله موفقیت و اقبال، میتوانم بینیاز و مستقل باشم.
هوش مصنوعی: از ساقی میخواهم که بار سنگین زندگی را از دوشم بردارد تا بتوانم در این دشت وسیع، بدون دغدغه و راحت، بگردم و لذت ببرم.
هوش مصنوعی: من در حالی که جرأتش را دارم که به دریا بروم و با سختیهای آن روبرو شوم، اما در آبی زلال و صاف هم احساس گمگشتگی و سردرگمی میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.