برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازد
که دل خوردن مرا از زندگانی سیر می سازد
زآهو تا جدا شد نافه چون دستار شد مویش
غریبی در جوانی آدمی را پیر می سازد
مرا بس در میان دور گردان این سرافرازی
که مکتوب مرا جانان نشان تیر می سازد
خموشی خوب می گوید جواب هرزه گویان را
نسیم بی ادب را غنچه تصویر می سازد
خرد شهری است از وحشی نژادان می کند وحشت
بیابانی است سودا با پلنگ و شیر می سازد
گل تدبیرهای بی ثمر باشد پشیمانی
نگیرد لب به دندان هر که با تقدیر می سازد
هم آوازی چو باشد نعره واری نیست تا منزل
من دیوانه را همراهی زنجیر می سازد
چنین گر فکر زلفش می دواند ریشه در جانم
رگ سودا سرم را خامه تصویر می سازد
زبس دلها نیامیزد به هم صائب عجب دارم
که چون در روزگار ما شکر با شیر می سازد؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان نارضایتی از تقدیر و شرایط زندگی میپردازد. او اشاره دارد که تدبیرهای دنیا به جای خوشبختی، او را از زندگی سیر کرده و غریب میسازد. غزل به تضادهای زندگی، از جمله دوستی و دشمنی، و تأثیر آنها بر روح و روان انسان میپردازد. شاعر از خموشی به عنوان راهی برای پاسخ دادن به بیادبها یاد میکند و به وحشتهای حاصل از تعاملات بیمعنی اشاره میکند. نهایتاً، او به نابسامانی روابط انسانی و سرگردانی خود در دنیای پرتناقض اشاره دارد و با افکارش به تصویرهای عمیق و غنی اشاراتی دارد.
هوش مصنوعی: جهان به بیهوده برای روزی من برنامهریزی میکند، طوری که دل من را از زندگی خسته و دلزده میکند.
هوش مصنوعی: وقتی آهو از هم جدا میشود، موی او مانند دستار میشود. در جوانی، تنهایی و بیهمراهی آدمی را پیر و خسته میکند.
هوش مصنوعی: در میان چرخش زمان و گردش روزگار، به من شایستگی و افتخار میبخشند که محبوب من، نامهام را نشانی از تیر عشق میداند.
هوش مصنوعی: سکوت به خوبی پاسخ کسانی را که بیاحترامی میکنند میدهد و نسیم بیادب میتواند تصویری از گلبرگ را بسازد.
هوش مصنوعی: عقل و خرد همچون شهری است که از نژادهای وحشی تشکیل شده و فضایی پر از ترس و وحشت را ایجاد میکند. این عقل، با جانورانی چون پلنگ و شیر، در یک فضای غیرقابل پیشبینی و خطرناک در تعامل است.
هوش مصنوعی: کسی که با سرنوشت خود سازگار است، هرگز از اقداماتی که بینتیجه باقی ماندهاند پشیمان نمیشود و گلهای تدبیرهای او همواره از میوههای شکوفا و نافرجام دور میماند.
هوش مصنوعی: اگر همآوازی وجود داشته باشد، نیازی به فریاد زدن نیست. تا زمانی که من به خانه دیوانهای برسم، این همراهی تبدیل به زنجیر میشود.
هوش مصنوعی: اگر فکر زلف او در ذهنم میچرخد، این عشق ریشهدار در وجودم مانند رگهای خونم جاری است و تصویر او در ذهنم را بهصورت خطی زیبا ترسیم میکند.
هوش مصنوعی: دلها به سختی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و این برایم عجیب است که چگونه در دوران ما شکر و شیر با هم ترکیب میشوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.