ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟
اثر در دل ندارد گریه ای کز توتیا خیزد
ازان بر آسمان ساید سرش از سرفرازیها
که پیش پای هر خار و خسی آتش زجاخیزد
مسلم کی گذارد ناله مظلوم ظالم را؟
که پیش از دانه فریاد از نهاد آسیا خیزد
گزیری نیست از غفلت دل ارباب دولت را
که این ابر سیه از سایه بال هما خیزد
مرا جان تازه شد زان خط پشت لب، چنین باشد
رگ ابری که از آب روان بخش بقا خیزد
حواس جمع من چون دود از روزن رود بیرون
چو از بیرون در آواز پای آشنا خیزد
من بی دست و پاآیم چسان بیرون از ان محفل
که نتواند سپند از حیرت رویش زجا خیزد
پر و بال سمندر را زآتش نیست پروایی
به می زان روی آتشناک کی رنگ حیا خیزد؟
لباس فقر بر تن پروران صائب نمی چسبد
که از پهلوی فربه زود نقش بوریا خیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان درد و اندوهی میپردازد که از احساس بیپناهی و غم ناشی از بیتوجهی دنیای ظالم نشأت میگیرد. او به تناقضهای زندگی اشاره میکند و از ناله مظلومان و غفلت دلدارندگان قدرت صحبت میکند. در این میان، اشکها و گریههای او بیاثرند و به درد دلش افزوده میشود. شاعر همچنین به تضاد میان فقر و ثروت و سرنوشت انسانها مینگرد و از حسرت و ناامیدیای که از بیعدالتی ناشی میشود، سخن میگوید. با نگاهی به زیباییهای وجود، او در تلاش است تا از غم رهایی یابد، اما ناتوانی خود را در این راه احساس میکند.
هوش مصنوعی: اگر دل بیدرد باشد، اشک ریختن از چشمان فایدهای ندارد. گریهای که از چشمان کسی که فقط در ظاهر اشک میریزد، نشأت بگیرد، بر دل تأثیری نخواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: سر این فرد از شوق و فخر به آسمان میرود، زیرا در پیش پای او حتی کمارزشترین موجودات نیز به خاطر او آتش غیرت و هیجان برمیخیزند.
هوش مصنوعی: چه کسی به زاری و ناله ی مظلوم توجهی میکند؟ در حالی که هنوز دانه در آسیاب نرفته، صدای او بلند میشود.
هوش مصنوعی: هیچ راهی برای جلوگیری از بیتوجهی دل حاکمان نیست، زیرا این ابر تیره از سایه بال پرندهای بزرگ برمیخیزد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی اشاره دارد به تأثیر یک لبخند یا حرکتی لطیف بر روح و جان انسان. مانند رگی که از آب زنده میشود و پایداری و حیات را به همراه دارد، این لبخند نیز جان تازهای به فرد میبخشد و او را invigorate میکند.
هوش مصنوعی: تمرکز من مانند دودی است که از روزنهای خارج میشود، همچنان که صدای آشنایی از بیرون به گوش میرسد و باعث حواسپرتی من میشود.
هوش مصنوعی: من بیدست و پا هستم و نمیدانم چگونه از آن مجلس خارج شوم، جایی که هیچ آتش و نوری نتواند از شگفتی چهرهاش حرکت کند و برنخیزد.
هوش مصنوعی: سمندر، که جانوری افسانهای است، از آتش نمیترسد و در میان شعلهها زندگی میکند. در اینجا بیان میشود که از ویژگیهای آن، عدم نگرانی از آتش است. همچنین سوالی مطرح میشود که چگونه در چنین شرایطی، حیا و شرم میتواند وجود داشته باشد؛ یعنی در دنیای پُرآشوب و آتشین نمیتوان انتظار حیا و خجالت را داشت.
هوش مصنوعی: فقر به کسانی که دارای نعمت و ثروت هستند، نمیچسبد. مانند این است که هرگز نمیتوان انتظار داشت که کس با اندام چاق و فربه، به راحتی بر روی یک بوریا بنشیند و احساس راحتی کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز ماتمخانه ما نغمه عشرت کجا خیزد؟
سپند از آتش ما تنگدستان بینوا خیزد
نصیحت برنینگیزد زمین گیران غفلت را
ره خوابیده هیهات است از بانگ درا خیزد
عبوس زاهد خشک از می گلگون نگردد کم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.