زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد
دل این شیشه نازک زنام سنگ می ریزد
نمی دانم چه می سازد درین بستانسرا دیگر
که از گل باز معمار بهاران رنگ می ریزد
نبیند زرد رویی در خزان از تنگدستیها
در ایام خزان هر کس می گلرنگ می ریزد
مترس از ناله ما بیدلان ای دشمن ایمان
که اول بیجگر از خود سلاح جنگ می ریزد
بلای آسمانی توبه کرد از مردم آزاری
همان زان نرگس نیلوفری نیرنگ می ریزد
دل دیوانه من سرمه چشم غزالان شد
هنوز از دست و دامن کودکان را سنگ می ریزد
مگر کوتاهیی دیده است از زلف دراز خود؟
که رنگ تازه ای حسن از خط شبرنگ می ریزد
نباشد یک نفس بی فتنه ای چشم کبود او
بلا پیوسته از گردون مینا رنگ می ریزد
نباشد یک نفس بی فتنه ای چشم کبود او
بلا پیوسته از گردون مینا رنگ می ریزد
چه رنگینی دهد مشاطه آن دست نگارین را؟
که خون بیگناهانش مدام از چنگ می ریزد
زدست ممسکان آید به سختی خرده ای بیرون
زروی سخت آهن این شرار از سنگ می ریزد
به طوفان می دهد موج حلاوت خاک را صائب
اگر زین گونه شکر زان دهان تنگ می ریزد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تاثیر ستمگری و زشتی بر دل و دیدهاش صحبت میکند و رنگ و زیبایی زندگی را تحت تاثیر تلخیها میبیند. او به بستان و معمار بهار اشاره میکند که در آن، زیبایی به دلیل زخمهای عاطفی و ستمهای وارد شده، رنگ میبازد. همچنین، از بلای آسمانی که به خاطر ظلم مردم از آنها دوری میکند، سخن میگوید. شاعر بر این نکته تاکید دارد که زیبایی ظاهری و نیکی در دلها در مقابل بدیها و رنجها محو میشود و بلای زندگی همواره جاری است. در نهایت، او به تاثیرات منفی ستم بر دیگران و کمتوجهی به زیباییهای واقعی میپردازد.
هوش مصنوعی: زیاد آن ظالم از چهره من رنگ میپاشد و دل این شیشه ظریف به خاطر نام سنگین میشکند.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه شگفتیهایی در این باغ رخ خواهد داد، چرا که معمار بهار با رنگ گلها در حال خلق زیباییهای تازه است.
هوش مصنوعی: در فصل پاییز که همه چیز به زردی و خشکی میگراید و غم و تنگدستی غالب میشود، کسی نمیتواند در این زمان، رنگ و بویی از شادابی و زیبایی ببیند. اما هر کس که دلش شاد است و روحش سرزنده، میتواند به رغم این همه رخوت و غم، زیباییها را به نمایش بگذارد و گلهای رنگارنگی از خود بریزد.
هوش مصنوعی: ای دشمن ایمان، از ناله و گلهگذاری ما نترس، زیرا کسی که دل و جگر از خود خالی کرده، نخستین سنگر و سلاح جنگ را به خود میریزد.
هوش مصنوعی: مصیبت و بلاهای آسمانی از آزار و آذیت مردم دست کشیده است، و همینطور گلی به نام نرگس نیلوفری، فریب را پخش میکند.
هوش مصنوعی: دل بیقرار من، مانند سرمهای برای چشمان غزالان میشود و هنوز هم از دلش نمیتواند خود را کنترل کند، به طوری که به سمت کودکان سنگ میافکند.
هوش مصنوعی: آیا زلف بلند او کوتاه شده است؟ چون که زیبایی تازهای از خطوطی که به رنگ شبرنگ هستند، میریزد.
هوش مصنوعی: هرگز لحظهای نیست که فتنهای وجود نداشته باشد. چشمان کبود او همیشه در درد و رنج هستند و بلا از آسمان همچون رنگی در مینا، به طور مداوم میبارد.
هوش مصنوعی: در هر لحظه از زندگی، مشکل و چالش وجود دارد و چشمهای کبود او نشاندهنده درد و رنجی است که به طور مداوم بر او میرسد. رنگ مینا، نازک و لطیف است و از آسمان به زمین میریزد، از این رو نشاندهنده رنج و سختیهای پیوسته اوست.
هوش مصنوعی: آرایشگر آن دستان زیبا چه زیبایی به آنها میبخشد؟ در حالی که خون بیگناهان به طور مداوم از چنگ آنها میریزد.
هوش مصنوعی: دست میلههای سخت مثل آهن، برای رهایی از فشار ممسکان، به زحمت توانسته است تکهای بیاورد. این شعلههایی که از سنگ خارج میشوند، نشاندهندهی عزم و ارادهای قوی است.
هوش مصنوعی: طوفان میتواند برای خاک شیرینی و حلاوتی به ارمغان بیاورد، اگر اینطور باشد که شکر از دهان تنگی به بیرون بریزد و طعم خوبش پخش شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.