اگر از خال لب مهر دهان من نخواهی شد
حریف شکوه آتش زبان من نخواهی شد
بگو بی پرده تا بر دل گذارم دست نومیدی
زبیرحمی اگر آرام جان من نخواهی شد
اگر هر موی من گردد زبان شکوه پردازی
نخواهد دل تهی شد تا زبان من نخواهی شد
به جای خط مشکین چون پری گر پر برون آری
خلاص از جذبه آتش عنان من نخواهی شد
زداغ آتشین مگذار خالی خانه دل را
زعارض گر چراغ دودمان من نخواهی شد
چنین گرمی کنی با سینه پر خون من کاوش
حریف دیده دریافشان من نخواهی شد
اگر در برکشم چون موج آب زندگانی را
نخواهم یافتن جان تا تو جان من نخواهی شد
نسیم ناامیدی می دهد بر باد اوراقم
گر از آغوش خود دارالامان من نخواهی شد
زچشم ظالم و مژگان خونریز تو می بارد
که در ایام خط هم مهربان من نخواهی شد
نخواهد پر زبرگ عیش شد چون غنچه دامانم
زعارض تا بهار بی خزان من نخواهی شد
نخواهی یافت صائب رتبه حرف پریشانم
به حرف عشق تا همداستان من نخواهی شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای عاشقانهای میپردازد که در آن، عشق و انتظار معشوق محوریت دارد. او از معشوق میخواهد تا در ضدیت با ناامیدی به او روی آورد و از او دور نشود؛ چراکه بدون توجه و عشق معشوق، زندگی و دل او خالی میشود. در این راه، شاعر به تصویرسازی از درد و شعف عشق پرداخته و مخاطب را به درک عمیقتری از احساساتش دعوت میکند. در پایان، او به این نتیجه میرسد که بدون عشق معشوق، نمیتواند به آرامش و سرزندگی دست یابد.
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی من توجه نداشته باشی و از لذتهای شیرین کلام من بهرهمند نشوی، هرگز نمیتوانی با شگفتیهای سخنسرایی من همگام شوی.
هوش مصنوعی: بگو صادقانه تا بتوانم بر دل خود غم و ناامیدی را بزنم، اگر نمیخواهی آرامش روح من به دست بیاید.
هوش مصنوعی: اگر هر موی من بتواند از دل شکایت کند، دل من خالی نخواهد شد تا زمانی که زبان من در این شکایت همراهی نکند.
هوش مصنوعی: اگر به جای خط زیبای مشکین چون پری، بال و پر داشته باشی و از جذبه و کشش آتشین خلاص شوی، دیگر نمیتوانی کنترل من را در دست بگیری.
هوش مصنوعی: از آتش سوزان دل، خانه قلبم را خالی مگذار. اگر نمیخواهی چراغ زندگیام باشی، لااقل به دل من آسیب نزن.
هوش مصنوعی: تو به گونهای با دل پر از درد من رفتار میکنی که هرگز قادر نخواهی بود به نگاههای عمیق و واقعی من پی ببری.
هوش مصنوعی: اگر من به مانند موج آب برسم، دیگر زندگی را نخواهم یافت. تا زمانی که تو روح من نشوی.
هوش مصنوعی: نسیم ناامیدی بر اوراقم میوزد، اگر از آغوش خودم کنار بروی، هیچگاه به آرامش نخواهم رسید.
هوش مصنوعی: از چشمان ظالمانهات و مژگان آغشته به خونت اشک میبارد. در روزگار مشکلات و سختیها، دیگر به من مهربان نخواهی بود.
هوش مصنوعی: فارغ از شادی و لذت زندگی، من مانند غنچهای هستم که تا بهار بیپایانم نمیتوانی از من چشمپوشی کنی و به زندگیام رنگ و بویی نخواهی داد.
هوش مصنوعی: نمیتونی به سخنانی که بینظم و نامنظم هستند، مهمترین و بالاترین رتبه رو بدهی. تا وقتی که به عشق نپیوندی و همنظر با من نشوی، نمیتوانی معنای واقعی این حرفها رو درک کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.