به خاموشی محیط معرفت کن جان گویا را
به جان بی نفس چون ماهیان کن سیر دریا را
همایون طایری در هر نظر گردد شکار تو
اگر در راه عبرت افکنی دام تماشا را
ز قرب تنگ چشمان رشته امید را بگسل
که سوزن لنگر پرواز می گردد مسیحا را
عَلَم را کثرت لشکر نگردد پرده وحدت
ز یکتایی نیندازد حباب و موج دریا را
ندارد با تعلق سود دست افشاندن از دنیا
که آزادی گرفتاری است مرغ رشته بر پا را
برازنده است بر دیوانه ای تشریف رسوایی
که از زور جنون سازد گریبان چاک صحرا را
من از دلچسبی آن خال عنبر فام دانستم
که خواهد حلقه بیرون در کردن سویدا را
ز شوق آنها که دارند آتشی در زیر پای خود
گل بی خار می سازند خارستان دنیا را
گرفتم گوشه غاری ز گمنامی، ندانستم
که کوه قاف می سازد بلند آوازه عنقا را
ننازم چون به بخت سبز خود صائب که چون طوطی
به حرف و صوت کردم رام آن آیینه سیما را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان مسائل عرفانی و فلسفی میپردازد. او انسان را به آرامش و خاموشی دعوت میکند تا به عمق معرفت دست یابد و از بند تعلقات دنیوی رها شود. با اشاره به زیبایی و راز درون، میگوید که علم و دانش واقعی باعث وحدت میشود و تعلقات مادی مانع آزادی واقعی هستند. شاعر به تشریح حالات عشق و شوق درونی میپردازد و به برخورد معنادار با دنیا و درک حقیقت از طریق رهایی از جنون و شهوت تأکید میکند. در نهایت، او با اشاره به خود به عنوان یک طوطی، از توانایی خود در بیان زیباییهای زندگی و تجارب درونی حکایت میکند.
هوش مصنوعی: در آرامش و سکوت، به شناخت و معرفت بپرداز و روحی زنده و آگاه را به روح بیجان و بیتحرک مثل ماهیها در آب دریا منتقل کن.
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی که با دقت و تأمل به اطراف نگاه کنی، میتوانی موجودات زیبایی را که در هر لحظه گرد تو هستند، مشاهده کنی و از آنها بهرهمند شوی. فقط کافیست که خود را به تماشای دنیا و درسهای آن باز کنی.
هوش مصنوعی: از نزدیکی و زیبایی چشمان کسی که به او امید داری، دست بکش؛ زیرا در این وضعیت، قدرت پرواز و نجات برای تو از دست میرود.
هوش مصنوعی: پرچم (علم) به خاطر تعداد زیاد سپاه (کثرت) به پاکی و یگانگی (وحدت) لطمه نمیزند؛ همان طور که حباب و موج دریا نمیتوانند به عمق آن آسیب بزنند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، سودی در دست افشاندن و وابستگی نیست؛ زیرا آزادی از مشکلات و دردسرها به مانند پرندهای است که رشتهای به پایش بسته شده.
هوش مصنوعی: دیوانهای که به خاطر جنونش توانسته است لباسی پاره و چاکچاک را بپوشد، به خوبی با رسواییاش همخوانی دارد.
هوش مصنوعی: از جذابیت آن نقطهٔ سیاه به یاد آوردم که چقدر زیباست وقتی دختری که موهای تیره دارد، بخواهد حلقهای را از گوشش درآورد.
هوش مصنوعی: با عشق کسانی که زیر پایشان آتش میسوزد، کاری میکنند که در دنیای پرخار، گلی بیخار به وجود آید.
هوش مصنوعی: در گوشهای از یک غار پنهان شدم و از آنجا که شناخته شده نیستم، نمیدانستم که اینجا همان کوه قاف است که مرغ مهابی به نام عنقا را بلند آوازه میکند.
هوش مصنوعی: من به خوشبختی خود می بالم که مانند طوطی توانستهام با زیبایی و صداهایم دل آن معشوق را به دست آورم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
زر افشانید بر پیلان جرسهای مدارا را
برآرید آن فریدون فر درفش چرخ بالا را
زمین از سنبل و سوسن شده پر عنبر سارا
ز گلنار و گل و خیری شده یاقوت گون خارا
زهی از امر و نهی تو نظامی دین دنیا را
خهی ! از حل و عقد تو قوامی مجد علیا را
ثبات هضم تو داده سکون میدان عغبر را
نظام تو کرده روان ایوان خضرا را
کف تو شاه راهی در سخا بسیار و اندک را
[...]
ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را
منم ای برق رام تو برای صید و دام تو
گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را
چه داند دام بیچاره، فریب مرغ آواره
[...]
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.